|
هر چند دشمنان سعي مينمايند ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي چون بدپوشي و تغيير رفتار جوانان و نوجوانان را تابوشکني در حوزه اخلاق و دينگريزي در حوزه عقيده معرفي کنند و آن را محصول شکاف و گسست نسلها در جامعه ايران، بعنوان يک بحران ايدئولوژيکي جلوه دهند و دينستيزي و گريز از هنجارهاي عقيدتي خصوصاً ميان جوانان و نوجوانان را فضاي غالب در جامعه ايران بنمايانند و به منظور تحت تاثير قراردادن جوانان و نوجوانان و استحاله فرهنگي در عرصه فنآوري ارتباطات با بکارگيري حداکثر ظرفيت تکنولوژي جديد رسانهاي و امواج چون ماهواره و اينترنت و دهها سايت فارسي زبان از توليد و انتشار مدلهاي فرهنگي از نوع غربي چون اباحه گري و... فروگذار نيستند و هر روز نيز بر تبليغات گسترده و همه جانبه و فراگير رسانههاي خود با استفاده از تکنولوژي مدرن ميافزايند. اما واقعيت اين است که با تامل به عمق لايههاي دروني جامعه بسياري از ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي چون پديده بدپوشي ميان بسياري از جوانان و نوجوانان نه از رهگذر تابوشکني در حوزه اخلاق و نه رويکرد دينگريزي در حوزه عقيده است بلکه با توجه به ويژگيها و زمينههاي تربيتي، عاطفي و احساسي جوانان و نوجوانان ميبايست از منظر سوء رفتار ديني مورد مداقه و کارشناسي قرار گيرد. بي ديني)) در شرايطي است که يک يا چند محور اصلي دين حذف شده و کمارزش ميگردد: فرد منکر آنها شده اظهار تنفر ميکند و توهين مينمايد و ارزش هاي غير ديني را به آنها ترجيح مي دهد. «سوء رفتار ديني» در شرايطي است كه فرد در عقيده و آراء و ارزشها خود را مسلمان ميداند ولي در رفتار به دلايل گوناگون دچار ضعف و مشکل است. تفکيک هر يک از موارد فوق در حوزه جامعهشناختي ديني بسيار حائز اهميت ميباشد. اهميت دينداري و تربيت ديني در جامعه اسلامي بر کسي پوشيده نيست. تربيت ديني به معناي متخلق شدن به اخلاق الهي است که هدف بعثت تمام پيامبران ميباشد و در نظام اسلامي متعاليترين هدف تلقي ميشود. بايد در تجربه تبليغ و تربيت ديني به خوبي بازخواني و بازنمايي کرد؛ اينکه «چرا» و «چگونه» بين «درون داد» و «برون داد»، بين آنچه در مقام تبليغ و ترويج دين و تربيت ديني «قصد» مي شود و آنچه در مقام عمل و رفتار بخشي از نسل جوان و نوجوان «کسب» شده است ناهمگوني و بلکه در پاره اي از موارد «وارونگي» رخ داده است؟ آنجا که تربيت ديني از رهيافت طبيعي،فطري و خودانگيخته آن به سوي رهيافت هاي اکتسابي و بيروني سوق داده شده است «آسيب زايي تربيت ديني» بيش از هر زمان رخ نمايي کرده است. تامل در اين زمينه که آيا شبکه گسترده فرهنگي و آموزشي از شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ساير وزارتخانه ها و سازمان ها و نهادهاي مرتبط در امر تعليم و تربيت، فرهنگ و آموزش در جهت تربيت ديني جوانان و نوجوانان توفيق داشته است يا خير، و احياناً چه عواملي و موانعي در برابر تحقق تربيت ديني نسل جوان و نوجوان وجود دارد از ضروريات است. براي نمونه حجاب از ارزنده ترين نمودهاي فرهنگي، اجتماعي در تمدن ايران اسلامي مي باشد که پيشينه آن به قبل از ورود اسلام مي رسد، اما در فرهنگ اسلامي به اوج تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود مي رسد. حجاب و عفاف پديده مذهبي ارزشي مهمي در تعاليم اسلامي مي باشد و توجه به زمينه هاي فرهنگي اجتماعي به عنوان بستر آن بسيار شايسته و لازم مي نمايد و اشاعه و تعميق آن نيازمند آموزش هاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است. بديهي است که در کنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي کردن و الگوپذيري اين فرهنگ، نيازمند دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد مي باشد. بدون شک رسيدن به اين هدف نيازمند مشارکت و توجه جدي همه نهادها و دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند مي باشد. برگرفته از سايت www.ido.ir مقاله دين يابي در حوزه تربيت ديني عليرضا مزروعي
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:15  توسط علیرضا لرستانی
|
|
|
سبز مانی و پایدار ایران سر فراز