تبليغاتX
اي مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد،به پاخيزيدودست خيانت ابرقدرت هارا،ازممالك خود،كوتاه كنيدو برفرهنگ اسلام تكيه زنيدوباغرب وغرب زدگي مبارزه كنيد هجوم کرکسها
 

از این که با من همراه بودید متشکرم

این وبلاگ صرفاْ برای شرکت در

مسابقه پرسش مهر ۸ طراحی شده بود

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:5  توسط علیرضا لرستانی   | 
 

آزادی خرمشهر

            شهر خون

                  و قیام مبارکباد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:29  توسط علیرضا لرستانی   | 

مقام معظم رهبري (مدظله العالي) فرمودند:

 

«اينکه بنده روي تهاجم فرهنگي اين همه تکيه مي کنم، به خاطر اينکه

تهاجم فرهنگي يک سنگرو جبهه شناخته نشده دشمن است و لذا بايد

 آن را شناخت، چون تا جبهه دشمن و محل تجمع دشمن و نقطه نفوذ

 دشمن را کشف نکنيم، چگونه مي خواهيم دفاع کنيم؟»

     رسالت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:5  توسط علیرضا لرستانی   | 

اثر عبادت با خلوص نيت در جلوگيري از نفوذ شيطان

امام زين‏العابدين‏عليه السلام در دعاى مكارم‏الاخلاق از خداوند چنين مى‏خواهد: خداوندا! اگر عمر من چراگاه شيطان است، آن را قطع كن.
نه تنها شيطان كه گاهى وهم و خيال، روح انسان را لگدكوب مى‏كند و انسان را غافل از حق و حقيقت مى‏گرداند.
آرى پيامبر اكرم در خواب هم بيدار بود و ما در بيدارى و حتى در حال نماز هم خوابيم و روحمان دستخوش شيطان و خيال است، به قول مولوى:
گفت پيغمبر كه عَيناىَ ينام
لايَنام القلب عن ربّ الاَنام
چشم تو بيدار و دل رفته به خواب
چشم من خفته، دلم در فتح باب
و در جاى ديگر مى‏گويد:
گفت پيغمبر كه دل، همچون پرى است
در بيابانى اسير صَرصرى است
باد، پَر را هر طرف رانَد گزاف
گه چپ و گه راست با صد اختلاف
اين نفس اگر مهار نشود هر لحظه انسان را به فساد مى‏كشاند

 برگرفته از تفسیر نماز 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:19  توسط علیرضا لرستانی   | 

تهاجم فرهنگي در اصطلاح به معناي غلبه يك فرهنگ بر فرهنگي ديگر و از بين بردن فرهنگ مغلوب و حاكم شدن فرهنگ غالب مي‌باشد. به عبارت ديگر در مباحث مربوط به تعامل فرهنگها مي‌توان از دو بعد آنها را بررسي نمود. بعد اول اينكه در يك زمان ممكن است فرهنگها در برخورد با يكديگر متقابلاً عناصري را بين يكديگر مبادله مي‌نمايند اما در بعد دوم اين امر ممكن است تنها در مورد يك فرهنگ صادق باشد به طوري كه يك فرهنگ عناصري را از ديگر فرهنگها جذب نمايد بدون اينكه تأثيري بر فرهنگهاي ديگر داشته باشد اما آنچه كه در اين نوع رابطه مهم است حالت اختياري و غيرهجومي داشتن آن است كه آن را از تهاجم فرهنگي كه در صدد از بين بردن عناصري از فرهنگ ديگر و جايگزيني عناصر فرهنگ خود به جاي آن مي‌باشد متمايز مي‌سازد. تهاجم فرهنگي معمولاً داراي ويژگيهايي همچون نامرئي و نامحسوس بودن، دراز مدت و ديرپا بودن، ريشه‌اي و عميق‌بودن، همه جانبه بودن، حساب شده و داراي برنامه و ابزارهاي گستردني بودن و فراگير بودن و كارساز و خطرزا بودن است و علاوه بر همة اينها همانند كار فرهنگي يك كار آرام و بي‌سروصداست.

 

ناتوي فرهنگي نيز اصطلاحيست كه بيان كنندة وضعيت تعامل فرهنگي جوامع پس از فروپاشي بلوك كمونيستي به رهبري شوروي سابق مي‌باشد، دوره‌اي كه با از بين رفتن كمونيزم به عنوان رقيب سرسخت سرمايه‌داري آمريكا و هم پيمانان غربي سرمست از پيروزي خودشان فرهنگ ليبرال دموكراسي غرب را به عنوان نهايت تمدن و آرمان بشري و ايدئولوژي بي‌رقيب در جهان اعلام داشتند و با تمام توان در صدد اشاعة ارزشهاي آن در سطح جهان برآمدند. به عبارت ديگر اگر بعد از جنگ جهاني دوم به دنبال پيدايش ابر قدرت شوروي آمريكا با گردآوري هم‌پيمانان خود ناتو يا پيمان دفاعي دائم موسوم به سازمان آتلانتيك شمالي ناتو را تشكيل دادند پس از فروپاشي رقيب به همراه هم‌پيمانان خود درصدد برآمد به فرهنگ‌سازي جهاني مبتني بر فرهنگ ليبرال دموكراسي دست بزند. ناتوي فرهنگي نيز همان ويژگيهاي تهاجم فرهنگي را داراست كه عبارتند از: 1-گستره و دوربرد ناتوي فرهنگي فراتر از مرزهاي جغرافيايي بلكه مرزهاي فكر و انديشه و فرهنگ ملتهاست در حاليكه دوربرد ناتوي نظامي مرزهاي جغرافيايي يك يا چند كشور است. 2-استراتژي و رهيافت ناتوي فرهنگي قبضه كردن باورها، ايدئولوژي و جهان‌بيني ملّتها و فرهنگهاست. 3-ويرانيهاي تلفات و خرابيها در ناتوي فرهنگي غيرمحسوس است. و لذا تخريب فكري و فرهنگي به آساني قابل بازسازي نمي‌باشد. 4-ناتوي فرهنگي جنگ نرم، بدون خاكريز و بدون سروصداست. 5-كاركرد ناتوي فرهنگي بلندمدت، پرجاذبه و كم دردسر و كم هزينه است.

 

امروزه نيز تهاجم فرهنگي غرب در قالب جهاني سازي كه مبتني بر حذف ارزشهاي بومي و محلي و منطقه‌اي و اشاعة ارزشهاي واحد جهاني مبتني بر ليبرال دموكراسي غرب مي‌باشد نمونة بارز تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي مي‌باشد.

حميد جاوداني، درآمدي بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگي و نحوة مقابله با آن، نشرية حوزه و دانشگاه، سال نهم، شمارة 35، تابستان 82 .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:16  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

هر چند دشمنان سعي مي‌نمايند ناهنجاري‌هاي فرهنگي و اجتماعي چون بدپوشي

 و تغيير رفتار جوانان و نوجوانان را تابوشکني در حوزه اخلاق و دين‌گريزي در

 حوزه عقيده معرفي کنند و آن را محصول شکاف و گسست نسل‌ها در جامعه ايران‌،

 بعنوان يک بحران ايدئولوژيکي جلوه دهند و دين‌ستيزي و گريز از هنجارهاي

عقيدتي خصوصاً ميان جوانان و نوجوانان را فضاي غالب در جامعه ايران بنمايانند

 و به منظور تحت تاثير قراردادن جوانان و نوجوانان و استحاله فرهنگي در عرصه

فن‌آوري ارتباطات با بکارگيري حداکثر ظرفيت تکنولوژي جديد رسانه‌اي و امواج

چون ماهواره و اينترنت و ده‌ها سايت فارسي زبان از توليد و انتشار مدلهاي فرهنگي

 از نوع غربي چون اباحه گري و... فروگذار نيستند و هر روز نيز بر تبليغات گسترده

و همه جانبه و فراگير رسانه‌هاي خود با استفاده از تکنولوژي مدرن مي‌افزايند. اما واقعيت

 اين است که با تامل به عمق لايه‌هاي دروني جامعه بسياري از ناهنجاري‌هاي فرهنگي

 و اجتماعي چون پديده بدپوشي ميان بسياري از جوانان و نوجوانان نه از رهگذر

 تابوشکني در حوزه اخلاق و نه رويکرد دين‌گريزي در حوزه عقيده است بلکه با توجه

 به ويژگي‌ها و زمينه‌هاي تربيتي، عاطفي و احساسي جوانان و نوجوانان مي‌بايست

از منظر سوء رفتار ديني مورد مداقه و کارشناسي قرار گيرد.

بي ديني)) در شرايطي است که يک يا چند محور اصلي دين حذف شده و کم‌ارزش

 مي‌گردد: فرد منکر آنها شده اظهار تنفر مي‌کند و توهين مي‌نمايد و ارزش هاي

غير ديني را به آنها ترجيح مي دهد. «سوء رفتار ديني» در شرايطي است كه

 فرد در عقيده و آراء و ارزش‌ها خود را مسلمان مي‌داند ولي در رفتار به دلايل

 گوناگون دچار ضعف و مشکل است. تفکيک هر يک از موارد فوق در حوزه

جامعه‌شناختي ديني بسيار حائز اهميت مي‌باشد.

اهميت دينداري و تربيت ديني در جامعه اسلامي بر کسي پوشيده نيست.

تربيت ديني به معناي متخلق شدن به اخلاق الهي است که هدف بعثت

تمام پيامبران مي‌باشد و در نظام اسلامي متعالي‌ترين هدف تلقي مي‌شود.

بايد در تجربه تبليغ و تربيت ديني به خوبي بازخواني و بازنمايي کرد؛ اينکه

«چرا» و «چگونه» بين «درون داد» و «برون داد»، بين آنچه در مقام تبليغ

و ترويج دين و تربيت ديني «قصد» مي شود و آنچه در مقام عمل و رفتار بخشي

 از نسل جوان و نوجوان «کسب» شده است ناهمگوني و بلکه در پاره اي از

موارد «وارونگي» رخ داده است؟ آنجا که تربيت ديني از رهيافت طبيعي،‌فطري

و خودانگيخته آن به سوي رهيافت هاي اکتسابي و بيروني سوق داده شده است «آسيب زايي تربيت ديني» بيش از هر زمان رخ نمايي کرده است.

تامل در اين زمينه که آيا شبکه گسترده فرهنگي و آموزشي از شوراي عالي انقلاب

فرهنگي و ساير وزارتخانه ها و سازمان ها و نهادهاي مرتبط در امر تعليم و تربيت،

فرهنگ و آموزش در جهت تربيت ديني جوانان و نوجوانان توفيق داشته است

 يا خير، و احياناً چه عواملي و موانعي در برابر تحقق تربيت ديني نسل جوان

 و نوجوان وجود دارد از ضروريات است.

براي نمونه حجاب از ارزنده ترين نمودهاي فرهنگي، اجتماعي در تمدن ايران

 اسلامي مي باشد که پيشينه آن به قبل از ورود اسلام مي رسد، اما در فرهنگ

 اسلامي به اوج تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود مي رسد.

حجاب و عفاف پديده مذهبي ارزشي مهمي در تعاليم اسلامي مي باشد و توجه

به زمينه هاي فرهنگي اجتماعي به عنوان بستر آن بسيار شايسته و لازم مي نمايد

و اشاعه و تعميق آن نيازمند آموزش هاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه،

 دانشگاه و اجتماع است.

بديهي است که در کنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي کردن و

الگوپذيري اين فرهنگ، نيازمند دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد مي باشد.

بدون شک رسيدن به اين هدف نيازمند مشارکت و توجه جدي همه نهادها و

 دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند مي باشد.

برگرفته از سايت www.ido.ir

مقاله دين يابي در حوزه تربيت ديني

عليرضا مزروعي

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:15  توسط علیرضا لرستانی   | 
ابزارهاي اجراي ناتوي فرهنگي


خبرگزاري‌هاي بين المللي

شبكه هاي ماهواره اي

روزنامه هاي زنجيره اي

سايتهاي اينترنتي

ايستگاه هاي راديويي

ترويج مواد مخدر و قرص هاي روانگردان و باندهاي قاچاق

ترويج فيلمها و برنامه هاي مستهجن با تيراژ ميليوني

و با نازلترين قيمت

تاسيس
NGO هاي مختلف در قالب محيط زيست و هنر،

حقوق بشر، دموكراسي و...

اقدامات حمايتي و هدايتي نخبگان، سياسيون، اساتيد دانشگاه و

دانشجويان

تقويت قوم گرايي و ناسيوناليسم و تضعيف همگرايي داخلي كشورها

برپايي انقلابات رنگي (نارنجي، زرد، قرمز و..) و مخملي در كشورها

تشديد مذاهب ساختگي و فرقه گرايي، انحراف مذهبي و تفرقه

مذهبي خرافه گرايي، صوفي گرايي و تبليغ عرفان هاي وارداتي و...

ترويج مد و مدگرايي، قداست زدايي، بي بند و باري ظاهري، استحاله.

 

 منبع: سايت بصيرت

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:53  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

 

سبزیم که از نسل بهاران هستیم

پاکیم که از دیار یاران  هستیم

دور است زما تن به مذلت دادن 

ما وارث خون سربداران هستیم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 23:19  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

 

هفته بزرگداشت مقام معلم

 

بر همه ی سنگر بانان تعلیم و

  

تربیت مبارک باد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:20  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

 

عشق يعنی يک خمينی سادگی...

عشق يعنی با علی دلدادگی....

 عشق يعنی دست تو پرپر شده...

 عشق يعنی يک علی رهبر شده...

عشق يعنی لافتی الا علی....

 عشق يعنی رهبرم سيد علی...

 

 

                   

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:33  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

 تهاجم  فرهنگی علیه جمهوری اسلامی

تهاجم فرهنگي بر خلاف ظاهر ساده آن ، مفهومي عميق و پيچيده دارد و هدف نهايي آن از بين بردن خلوص يك آيين وتمدن و وارد كردن عناصر بيگانه و انحراف آن است .
تهاجم فرهنگي پديده اي برنامه ريزي شده محسوب مي شود كه متأسفانه برخي آن را توهم مي پندارند و شايد عدم آگاهي از جريانات مرموز تأثير گذار در تهاجم يا ساده انگاري ، منشأ اين تصور باشد .
تهاجم فرهنگي بنا به نگرش عميق و فرمايش دقيق مقام معظم رهبري حضرت آيت ا.. خامنه اي تهاجم فرهنگي نيست بلكه شبيخون فرهنگي است كه دشمن به رهبري آمريكا سعي مي كند با استفاده از آن از مردم و انقلاب اسلامي ايران سلب ماهيت كرده و مردم را از ارزشهاي والاي اسلامي ، انقلاب اسلامي و فرهنگ اسلامي ? دور سازد و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران
را به زانو در آورد .

شيوه هاي تهاجم فرهنگي
دشمنان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و در رأس آنها آمريكا در راستاي تهاجم فرهنگي در خلال سال هاي اخير شيوه هاي مختلفي را به كار گرفته اند كه برخي از اين روش ها به قرار ذيل است :
1- اتهام ضديت نظام جمهوري اسلامي ايران با آزادي ، اين اتهام در حالي صورت مي گيرد كه به جرأت مي توان ادعا كرد كه ايران اسلامي يكي از كشورهايي است كه آزادي در چهار چوب موازين اسلامي در انواع مختلف آزادي بيان عقيده و ? وجود دارد .
2- سست كردن پايه هاي ايمان جوانان نسبت به موضوعات ديني ، اعتقادي و مذهبي است
3- سوق دادن جوانان به سمت فساد و ابتذال ، شهوتراني ، ميگساري ، استعمال مواد مخدر و.. روش هايي است كه دشمن در اين راستا به كار گرفته و از آنها استفاده مي كند .
4- تحقير و منزوي كردن جريان ادب ، هنر و فرهنگ اسلامي و انقلابي .
5- بي اعتنايي به آثار و فرآورده هاي هنري .
6- دفاع دروغين از حقوق بشر و اتهام نقض حقوق بشر به ايران .
7- عدم توجه لازم به ارزش هاي اسلام و انقلاب اسلامي در بخش هاي فرهنگي .
8- راه انداختن راديوها ، توزيع فيلمهاي ويديويي و تجهيزات ماهواره اي ارزان و به راه انداختن سايتهاي كامپيوتري مبتذل و سوء استفاده از تكنولوژي پيشرفته ارتباطات از روشهاي مؤثر تهاجم فرهنگي است .

روشهاي مقابله با تهاجم فرهنگي
1- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام فرهنگي .
2- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام آموزشي .
3- توجه به اسلام به عنوان دين حياتبخش و انسان ساز .
4- توجه به ارزش هاي انقلاب اسلامي .
5- گرامي داشتن و حمايت از عناصر مؤمن خودي .
6- نظارت قانونمند به محصولات فرهنگي .
7- اهتمام جدي به اجراي سياست هاي فرهنگي ، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
8- تكيه بر فرهنگ بومي در ايران .
9- افزايش بينش و آگاهي مردم و آشنا ساختن آنها با فرهنگ غني و ميراث مفاخر فرهنگي اسلامي ايران .
01- فراهم ساختن زمينه رشد استعدادها و ظرفيت هاي جوانان و پرورش آنها و حمايت از نيروهاي خلاق ، و متعهد در زمينه هاي فرهنگي و هنري .
11- برنامه ريزي براي استفاده بهينه نوجوانان و جوانان از اوقات فراغت .
21- بسط و گسترش كانون ها و مؤسسات فرهنگي ، هنري و ورزشي .
31- استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفتة ارتباطي و تبليغي در معرض فرهنگ اسلامي .
41- طراحي دو نظام مطبوعاتي و رسانه اي مستقل با فرهنگ ديني و ملي

بر گرفته شده از  حسن فروتن
رئيس دفتر فرهنگ اسلامي  

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:49  توسط علیرضا لرستانی   | 
 

 

        

سالروز  اعلام انقلاب فرهنگي

       تاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي

                   روز زمين پاك

                           مـــــبـــارك باد

 

                                                        نویسنده وبلاگ

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:59  توسط علیرضا لرستانی   | 
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 13:40  توسط علیرضا لرستانی   | 
 

حضرت آيت الله ناصر مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد در قم گفت: مقابله با تهاجم فرهنگي استكبار جهاني نيازمند بهره گيري از فرهنگ غني اسلام مي‌باشد.

به گزارش ايرنا، وي روز يكشنبه در ديدار رييس ستاد عالي كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد كشور افزود: اگر بتوانيم جوانان را به ميدان تفسير قرآن بكشانيم، در مقابل سيل بنيان كن تهاجم اخلاقي دشمنان موفق خواهيم بود.

وي ادامه داد: امروز تهاجم فرهنگي در جامعه بويژه در ميان قشر جوان افزايش داشته كه يكي از علل آن گسترش ابزارهاي ايجاد فساد مي‌باشد.

آيت الله مكارم شيرازي گفت: درشرايط كنوني هزاران برنامه ماهواره اي و سايت در دنيا منتشر مي‌شود كه ‪۹۵‬درصد آنها به اشاعه فرهنگ ضد اخلاقي و فساد مشغول هستند.

وي گفت: غرب از اسلام احساس خطر كرده زيرا اين دين الهي در برابر آنها ايستاد و مانع منافع نامشروع آنان در جهان شده است.

آيت الله مكارم شيرازي با تقدير از عملكرد ستاد عالي كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد كشور گفت: بايد كاري كنيم تا مساجد احياء شود و مانند گذشته به محل عبادت و تعليم و تربيت تبديل گردد.

وي افزود: ما بايد با استفاده از قرآن كريم، تعليمات ائمه اطهار(ع) و كتابهايي همچون نهج البلاغه و صحيفه سجاديه، جوانانمان را در مقابل توطئه دشمنان مصون كنيم

www.culture.sadatnews.ir



 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 11:22  توسط علیرضا لرستانی   | 

ادامه مطلب قبل

مقابله با ايمان ديني مردم
ايشان در جاي ديگري، تصريح مي كنند كه دشمن، ايمان ديني مردم را نشانه گرفته و قصد ريشه كن كردن آن را دارد:
الان بين اين جامعه، اين نظام، متفكران اين نظام، فعالان اين نظام در رده هاي مختلف... از يك طرف، با يك طرف ديگر؛ كساني كه مي خواهند ريشه اين ايمان را از اين خاك مقدس و از اين دل هاي پاك در بياورند...
 دنبال اينند كه فكر توحيدي را، فكر ولايت را، محبت اهل بيت را، محبت به قرآن را، تعصب و غيرت نسبت به مباني ديني و اعتقاد به مبارزه با ظلم را، اعتقاد به قبح و زشتي ظلم پذيري را از دل اين مردم با انواع حيله ها بيرون بكشند.(۱)

جدا كردن نسل سوم از انقلاب
البته دشمن، بيش از هر قشري، قشر جوان كشور را درنظر گرفته و تلاش دارد تا نسل سوم را از انقلاب جدا كند و در گرداب انحطاط اخلاقي و اعتقادي قرار بدهد:
آقايان! نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله دشمن است، ما بايد نگذاريم. ما بايد نسل جوان را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود، دفاع كند؛ اگر حادثه اي در داخل بود، حضور پيدا كند...
روي اين نسل جوان كه مايه تكيه و اميد انقلاب است، دارد به تدريج با شكل ها و شيوه هاي گوناگون كار مي شود. اين تلاش ها بيشتر فرهنگي است... آنچه بيش از همه خطرناك است، ذهن و فكر و روحيه جوان است. اين را بايد دريافت.(۲)
تفاوت تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي
مفهوم تهاجم فرهنگي، ممكن است دچار تداخل معنايي با برخي مفاهيم مشابه شود. به عنوان مثال، شايد بعضي بپندارند كه تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي تفاوتي ندارد، در حالي كه اين گونه نيست.
اولا در تهاجم فرهنگي، بنيان هاي فرهنگي جامعه از بين مي روند، ولي در تبادل فرهنگي، فرهنگ خودي، تقويت و غني مي شود:

تهاجم فرهنگي اين است كه يك مجموعه- سياسي يا اقتصادي- براي مقاصد سياسي خود و براي اسيركردن يك ملت، به بنيان هاي فرهنگي آن ملت هجوم مي برد. چنين مجموعه اي هم چيزهاي تازه اي را وارد آن كشور و آن ملت مي كند؛ اما به زور؛ اما به قصد جايگزين كردن آنها با فرهنگ و باورهاي ملي. اين اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگي، هدف، باروركردن فرهنگ ملي و كامل كردن آن است.(۳)
ثانيا در تهاجم فرهنگي، بخش هاي نامطلوب فرهنگ كشور مهاجم انتقال مي يابد ولي در تبادل فرهنگي، هدف عبارت است از مبادله و انتقال برجستگي ها و ايده آل هاي فرهنگي.(۴)
ثالثا در تهاجم فرهنگي، قدرت و زورگويي و حيله گري كشور مهاجم، تعيين كننده است، اما تبادل فرهنگي به اختيار و اراده ماست و ما آزادانه انتخاب مي كنيم.(۵)

پی نوشت ها

۱-بيانات در ديدار با مداحان، .1386.4.21

۲-حديث ولايت، ج 8، ص .24
۳، ۴و ۵ بيانات در ديدار مسئولان آموزش و پرورش، .1371.5.21

به کوشش مهدی جمشیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:56  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

بدون شك، يكي از دغدغه هاي ديرينه و مهم مقام معظم رهبري كه همواره مورد تأكيد و توجه ايشان بوده، مقوله تهاجم فرهنگي است.
با وجود بحث هاي گوناگون درباره تهاجم فرهنگي و هويت و زمينه ها و مصاديق آن، بايد اعتراف كنيم كه هنوز آراءخالص و شفاف مقام معظم رهبري در اين باره، مهجور و متروك مانده است و نسل جوان، شناخت دقيق و روشني از اين واقعيت اجتماعي ندارند.
 اگرچه مقام معظم رهبري اخيرا بحث ناتوي فرهنگي را مطرح فرموده اند كه بحث تهاجم را نيز دردل خود دارد.
از اين رو، در اين مقاله به تبيين معنا و مفهوم حقيقي تهاجم فرهنگي از ديدگاه مقام معظم رهبري مي پردازيم تا پس از ايجاد معرفت جمعي نسبت به آن، حساسيت جمعي و عزم جمعي براي مقابله با اين پروژه تهديدكننده شكل گيرد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:مفهوم فرهنگ
منطقي است كه در ابتدا، اساسا تعريفي از فرهنگ ارايه كنيم. فرهنگ چيست و شامل چه عناصر و درون مايه هايي است؟
فرهنگ به معناي خاص براي يك ملت عبارت از ذهنيات و انديشه ها و ايمان ها و باورها و سنت ها و آداب و ذخيره هاي فكري و ذهني است.(1)

اهميت فرهنگ
پس از اين، بايد روشن شود كه فرهنگ به چه ميزان از اهميت برخوردار است؟ آيا فرهنگ مسئله اي حاشيه اي و جنبي است يا مسئله اي تعيين كننده و بنيادي؟ از منظر مقام معظم رهبري، فرهنگ مقوله منحصر به فرد در زندگي اجتماعي است كه تأثيري فراگير و كلي از خود به جا مي گذارد:
بنده اصرار دارم كه در محافل تصميم گيري نظام جمهوري اسلامي، يك مقوله مورد توجه قراربگيرد و آن مقوله فرهنگ است. ....
به نظر ما مقوله فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست. اهميت مقوله فرهنگ از اينجاست. لذا هر آنچه كه موجب دغدغه انسان نسبت به آينده كشور و اهداف و آرمان هاي آن مي شود، همين ها موجب دغدغه در مسايل فرهنگي هم مي شود.(2)
اهميت و نقش آفريني فرهنگ آن چنان گسترده و پردامنه است كه بر ساير نهادها و تصميم سازي هاي آن ها نيز سايه مي افكند:
فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصميم هاي كلان كشور، حتي تصميم هاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما مي خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي كنيم، در واقع با اين كار داريم فرهنگي را ترويج مي كنيم، يا توليد مي كنيم يا اشاعه مي دهيم.(3)
رويكرد تهاجم فرهنگي دشمن

به دليل همين ارزش و اهميت فرهنگ است كه دشمنان انقلاب اسلامي، از تهاجم نظامي به تهاجم فرهنگي روي آورده اند و سال هاست تلاش مي كنند تا از طريق فعاليت ها و برنامه هاي تخريبي به فرهنگ ضربه بزنند. در اينجا، بايد به اين مسئله پرداخت كه تهاجم فرهنگي چيست؟ تهاجم فرهنگي از نظر ايشان داراي شاخه ها و شعب گوناگوني است.
موضوع احساس حقارت ملي و عدم خودباوري و دنباله روي از غرب، يكي از شاخه هاي مورد تأكيد ايشان در بحث تهاجم فرهنگي است:
تهاجم فرهنگي بزرگ تر اين است كه اين ها (غربي ها) در طول سال هاي متمادي به مغز ايراني و باور ايراني تزريق كردند كه تو نمي تواني، بايد دنباله رو غرب و اروپا باشي. نمي گذارند خودمان را باور كنيم.
 الان شما اگر در علوم انساني، در علوم طبيعي، در فيزيك و در رياضي و غيره يك نظريه علمي داشته باشيد، چنانچه برخلاف نظريات رايج و نوشته شده دنيا باشد، عده اي مي ايستند و مي گويند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظريه فلاني است به حرف شما در روان شناسي، مخالف با نظريه فلاني است. (4)
فقر علمي عامل خودباختگي
فقر علمي يك جامعه، عاملي است كه پيامدهاي منفي اجتماعي و فرهنگي ديگري را نيز به دنبال مي آورد، نه اين كه تنها در قلمرو معضلات و دشواري هاي علمي محدود بماند:
وقتي علم نباشد، صنعت نيست. وقتي صنعت نباشد، بسياري از ثروت هاي جامعه كشف نمي شود. وقتي صنعت نباشد، همه موجودي براي به دست آوردن صنعت روز خرج مي شود؛ دنباله روي از بيگانه و گرفتن ناگزير فرهنگ بيگانه و تبعيت ناگزير از سياست هاي بيگانه هم به دنبالش پديد مي آيد. همه اين ها ناشي از بي علمي است. (5)
در واقع، پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيك غرب، برخي را در برابر كليت تمدن غرب، خاضع و خاموش مي كند و آن ها را به سوي پيروي مطلق از تمام شئون غرب سوق مي دهد:
عده اي فكر مي كنند چون غربي ها از لحاظ علمي بر ما برتري دارند، پس ما بايد فرهنگ و عقايد و آداب معاشرت و آداب زندگي و روابط اجتماعي و سياسي مان را از آن ها بگيريم؛ اين اشتباه است...
اروپايي ها كارهاي غلط و خطا و رفتارهاي زشت، الي ماشاءالله دارند. چرا بايد اين كارها را از آن ها ياد بگيريم؟(6)
ترويج مفاسد اخلاقي
شاخه ديگر از تهاجم فرهنگي كه اهميت وصف ناپذير دارد، مربوط به ترويج لاابالي گري جنسي و بي بندوباري اخلاقي و سست كردن پاي بندي افراد به عقايد و ارزش هاي ديني است:
بنده بارها گفته بودم كه دشمنان ملت ايران، بيش از آنچه به توپ و تفنگ و اين چيزها احتياج داشته باشند، به اشاعه بنيان هاي فرهنگي فاسدساز نياز دارند. در خبرها خواندم كه يكي از مسئولان يك مركز مهم سياسي در امريكا گفته به جاي انداختن بمب، دامن هاي كوتاه برايشان بفرستيد!
راست مي گويد؛ اگر براي كشوري شهوات جنسي و آميزش بي رويه زن و مرد و دختر و پسر را ترويج كردند و جوان را به راه هايي كشاندند كه غريزه او هم به طور طبيعي متمايل به آن است، ديگر احتياج به استفاده از توپ و تفنگ عليه يك ملت نيست. فساد، يك ملت را به خودي خود، ضايع و باطل مي كند و آينده او را تباه مي سازد.(7) 

پي نوشت ها:
1-بيانات در ديدار علما و روحانيون تبريز، .1372.5.5
2-بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، .1379.9.19
3-بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، .1381.9.26
4-بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه هاي استان همدان، .1383.4.17
5-بيانات در ديدار دانشجويان، .1383.8.10

6-بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه هاي استان همدان، .1383.4.17
7-بيانات در ديدار رؤساي دانشگاه ها، .1383.10.17
به كوشش مهدي جمشيدي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:53  توسط علیرضا لرستانی   | 
 

(( اگر روند هجوم فرهنگي ادامه پيدا کند، نسل آينده ما

نه ايمان محکمي دارد نه شناخت يقيني نه جهان بيني

روشني، نه دستگاه ارزشي محکمي نه رفتار ثابتي که

 ناشي از هويت فرهنگي خودش باشد.))

آيت الله مصباح يزدي

روزنامه رسالت ۵/۱۰/۸۵  صفحه ۶ نویسنده محمد پور کیانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 9:50  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

شهيد گلي از گلهاي بهشت است

 

انقلاب بيش از هرچيز براي ما يك ابتلاي الهي و يك آزمايش تاريخي

 و اجتماعي است و در جريان اين ابتلا بايد رنج، محروميت، مصايب و

ناملايمات را با آغوش باز بپذيريم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص

 و شهامت بايستيم و از طولاني شدن اين ابتلا و افزايش سختيها و

 ناملايمات نهراسيم، زيرا علاوه بر اينكه خود را از قيد آلودگيهاي شركين

 و وابستگيها، پاك و خالص مي‌كنيم، انقلابمان و حركت امت شهيدپرور،

 عميقتر و استوارتر مي‌شود و از انحراف و شكست مصون مي‌مانند.

 

گزيده ای از وصيتنامه سردار سرلشكر پاسدارشهيد محمدعلي جهان‌آرا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 9:48  توسط علیرضا لرستانی   | 

هجوم به سرزمين‏هاى اسلامى

غرب از همان زمانى كه دولت اسلامى در اندلس و نواحى جنوب اروپا تاسيس شد به دشمنى با اسلام و مسلمين برخاست و به طرز وحشيانه‏اى تشكيلات اسلامى را درهم كوبيد. در جنگهاى صليبى نيز تهاجمات وسيعى را بر عليه مسلمانان ترتيب داد و پس از آن غرب كه از اقتدار دولت عثمانى بشدت متوحش شده بود با ايجاد دسيسه‏ها و ترتيب دادن توطئه‏هايى به تجزيه اين دولت قدرتمند پرداخت و موجبات فروپاشى آن را فراهم ساخت و پس از آن به منظور بدست آوردن مواد خام، براى كارخانجات صنعتى و تامين بازار محصولات خود به سرزمينهاى غنى و سرشار اسلامى چشم دوخت كه در اولين قدم نيروهاى معنوى و قدرتهاى مذهبى را سد راه خود مى‏ديد براى كوبيدن آنها تهاجم فرهنگى وسيعى را بر عليه اين سرزمينها ترتيب داد و فرهنگ فساد و فحشاء توسط ايادى استعمار و استكبار در بين ملتها مسلمان ترويج گرديد. فرهنگ مصرف زدگى روز به روز ملتهاى مسلمان را در مرداب وابستگى فرو برد. سلطه سياسى استكبار بوسيله حكومتهاى دست نشانده و خودكامه در نقاط مسلمان نشين تثبيت گرديد و بدين گونه استعمارگران سرزمينهاى مسلمان را قطعه قطعه كرده و در تمام ابعاد، بر آنها سلطه يافتند و چون مردمان اين نواحى با عقيده مذهبى پيوند ناگسستنى داشتند و اسلام در اعماق روانشان ريشه دوانيده بود و نمى‏توانستند در فرصتى كوتاه آنان را از معنويت جدا سازند لذا از طريق ديگرى وارد شدند و آن اين بود كه جنبه‏هاى ظاهرى و تشريفاتى مذهبى را حفظ كردند و تعاليم اساسى را كه موجوديت واقعى دين بدان وابسته است از دين گرفتند و بين مسائل سياسى و اجتماعى مردم از يك سو و مذهب از سوى ديگر انفكاك ايجاد كردند. از اين رهگذر حيله‏هاى استعمار تاثير خود را بر فرهنگ مسلمين بخشيد و پيروان همان آئينى كه سلطه كفار را محكوم مى‏كند و مسلمانان را به خشونت بر عليه متجاوزين تحريك مى‏نمايد و همانها كه به تعبير قرآن بهترين امت بودند دروازه‏هاى خود را به سوى مهاجمين غربى گشودند و تسليم فرهنگ غرب شدند. و با تبليغات وسيع و گسترده و فراموش نمودن هويت‏خويش كه مهمترين سلاح استعمارگران بود پيوند خود را با معنويت از دست دادند و فرهنگ و اخلاق خود را رها كرده و آماده پذيرش فرهنگ غرب شدند. نتيجه چنين حركتى منجر به آن شد كه در طول بيش از دو قرن كشورهاى اسلامى به سفره بى‏مانع و رادعى براى غارتگران غربى شد و آنان علاوه بر غارت منابع و ذخائر مسلمانان فرهنگ و مواريث اصيل آنان را مخدوش كرده و مسلمين را از توسعه علمى و فرهنگى بازداشتند. خادمين استعمار كه امور مسلمين را اداره مى‏كردند از دخالت مسائل مذهبى در شئونات زندگى مردم جلوگيرى بعمل مى‏آورند. و با كارشكنى‏هايى اجازه نمى‏دادند حقايق اسلامى آشكار گردد. با اين وصف مردمان ساكن در كشورهاى اسلامى با بهره‏گيرى از انديشه‏هاى اسلامى مبارزات سختى را بر عليه استعمار سامان دادند و در برابر قدرت بى‏رقيب استعمارگران قيام كرده و آنان را وادار به تسليم در برابر خواسته‏هاى برحق خود نمودند. دول استعمارى به منظور رهايى از موج جنبشهاى مردمى گرچه در ظاهر به كشورههاى مزبور استقلال دادند ولى با شكل جديدى از استعمار بطور غير مستقيم سلطه خود را بر سرزمينهاى اسلامى ادامه دادند، بگونه‏اى كه اكنون بيش از يك ميليارد مسلمان با وجود بهره‏مندى از ذخائر و منابع سرشار و قرار گرفتن در مناطق استراتژيك و سوق الجيشى، اغلب تامين كننده منافع استكبار بطور غيرمستقيم هستند و حتى بدليل تفرقه و تشتتى كه بر آنان حاكم است از مبارزه با غاصبين صهيونيست كه آواره‏گى ملت مظلوم فلسطين را موجب شده عاجزند و غده سرطانى مذكور همچنان در قلب كشورهاى اسلامى با مساعدت استكبار و رفتارهاى حكام مرتجع عرب مشغول تحكيم مواضع خود مى‏باشد.

غلامرضا گلی زواره

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:14  توسط علیرضا لرستانی   | 

ادامه مطلب قبل

نتيجه‌گيري:

با بحث فوق قصد داشتيم به معرفي اجمالي تهاجم و هدف اصلي آن يعني جوانان بپردازيم. بدون شك با توجه به انواع خانواده و روش‌هاي تربيتي و تصميم‌گيري در آنها مقابله با تهاجم فرهنگي نيز متفاوت مي‌شود. بي‌ترديد نمي‌توان در همه جاي جامعه پليس و نيروهاي كنترل رسمي را قرار داد اما مي‌توان با آموزش صحيح به خانواده‌ها، آنها را در مقابل اين تهديدات بنيان برانداز، واكسينه نمود. خانواده‌ها با كنترل فرزندان خود كمك بسيار زيادي به سلامت خود و جامعه مي‌كنند.

شما خانواده‌هاي گرامي و خوانندگان گرانمايه اين نوشتار، با رفتار مشفقانه و محبت‌آميز مي‌توانيد به كمك اصلاح جامعه آمده و ضمن كنترل دروني خانواده‌ها به كنترل بيروني و در نهايت ايمن سازي جامعه با مشاركت و همكاري دلسوزانه كمك نماييد. فراموش نكنيم هميشه يك فرزند خوب در يك خانواده آرام و منطقي پرورش مي‌يابد و يك جامعه خوب متشكل از خانواده‌هاي خوب است. خانواده‌ها پلي هستند براي سوق جامعه به سمت اهداف متعالي و بلند.

شما والدين گرامي با اهميت به حضور بيش‌تر و موثر در خانواده با اهميت دادن به روح و الزامات رواني فرزندانتان مي‌توانيد به كاركردهاي صحيح تربيتي خانواده جامه عمل بپوشانيد. فراموش نكنيم كه فرزندان و افراد خانواده ما بيش از نيازهاي جسماني به آرامش رواني و درك متقابل نيازمندند و ارتباط مناسب و مشفقانه پدر در منزل با همسر و فرزندان ضامن بقا و سلامتي كانون گرم خانواده است. گو اينكه براي همين هدف مهم و غايي، هر صبح را به اميد تقرب به خداوند متعال به شب مي‌رسانيم.

اغلب افراد گمان مي‌كنند كه از آسيب‌هاي اجتماعي در امان‌اند و اين مسايل تنها گريبانگير ديگران است. بسياري از والدين از مشاهده مدهاي مو و لباس در فرزندان و يا مشاهده كج‌روي‌هايي نظير اعتياد به موادمخدر، انحرافات جنسي و رفتارهاي ضد اخلاقي از سوي جوانان خود عبرت نمي‌گيرند و در اكثر موارد موضوعات مذكور را ناچيز جلوه مي‌دهند. بايد توجه داشت كه راه‌حل نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست. بلكه آگاهانه بايد ابتدا مسايل را شناسايي نموده و براي حل آن اقدام نمود. دقت كنيم همان طور كه ويروس‌هاي بيماري‌‌زا مي‌توانند بدن ما را در خطر نابودي قرار دهند، ويروس‌هاي ضد فرهنگي نيز مي‌توانند به نحو بسيار كشنده‌تري جامعه را دچار بحران‌هاي هويت؛ نسلي، جنسي، عقيدتي و حتي سياسي و اقتصادي نمايند. بنابراين همان طور كه به مراقبت اعضاي خانواده در برابر بيماري‌هاي جسمي مي‌پردازيم، بايد آنها را در برابر بيماري‌هاي بسيار خطرناك فرهنگي نيز ايمن كنيم.

چند راه حل براي مواجهه با بحران

- باور كنيم ما نيز ممكن است همانند ديگران در معرض آسيب‌ها قرار بگيريم.
-
نسبت به خطراتي كه ما و خانواده‌هايمان را تهديد مي‌كنند، آگاهي يابيم.
-
نيازهاي فرزندان خود را بشناسيم و براي حل آن بكوشيم.
-
مي‌توان براي شناسايي نيازهاي خانواده، از خود آنها مشورت گرفت، اما بايد توجه داشت كه به همان نسبت كه كمبود امكانات مي‌تواند موجب آسيب خانواده گردد، رفاه دايمي و برآوردن نيازهاي كاذب نيز خطرناك است.
-
از طريق افزايش آگاهي خود، خانواده را به سمت وفاق بيش‌تر هدايت كنيم.
-
كنترل غيرمستقيم اعضا به ويژه نوجوانان و جوانان ضروري است. توجه داشته باشيم كه معاشرت با دوستان بد از يك سو و تنها نهادن فرزندان از سوي ديگر به يك اندازه مي‌توانند خطرساز باشند.
-
سعي كنيم بهترين دوست فرزندان خود باشيم.
-
گه‌گاه مسايل خانواده را با فرزندان در ميان بگذاريم و از آنها در ارائه راه‌حل ياري بجوييم. اين امر موجب بلوغ فكري و احساس تعلق فرزندان نسبت به خانواده مي‌شود.
-
ميان عطوفت و سختگيري بر كردار فرزندانمان اعتدال برقرار نماييم.
-
بهترين تصميم‌ها را در بدترين شرايط بگيريم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 9:13  توسط علیرضا لرستانی   | 

تهاجم فرهنگي و خانواده‌ها

بي‌ترديد طراحان برنامه‌هاي مدرن تهاجم فرهنگي اطلاعات و خط‌مشي‌هاي اصلي خود را از سازمان‌ها و اطلاعاتي و جاسوسي‌ كشورهايي مي‌گيرند كه قصد فرماندهي بر كل دنيا را دارند. تحقيقات نشان مي‌دهد در سازمان سيا، شاخه‌اي تخصصي و متمركز براي مطالعات و برنامه‌ريزي ضد فرهنگي عليه ايران با يك فكر ويژه تشكيل شده و بودجه مالي آن از25000000 دلار در سال قبل به 75000000 دلار در سال جاري افزايش يافته است؛ اين يعني افزايش تهاجم تا حد سه برابر. مهم‌ترين هدف مبارزه فكري و رواني دشمنان نظام، سرمايه‌هاي اصلي كشور يعني جوانان است و در اين بين جوانان براي آنان داراي اهميت و برنامه‌ريزي ويژه است چرا كه:

جواني به واسطه ويژگي‌هاي نشاط، بالندگي، نوخواهي، سركشي و ناپختگي فكري، محلي مستعد براي تاخت و تاز شبهات و انديشه‌هاي جديد و پر زرق و برق است.

جوانان به واسطه زندگي در خانواده‌ها اهميت ويژه‌اي دارد، زيرا تخريب و منحرف كردن يك جوان در يك خانواده، يعني تخريب و كاهش قدرت آن خانواده. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مواد روان‌گردان و مخدر براي جوانان و نوجوانان به شيوه‌اي راحت و با قيمتي ارزان‌تر ارائه مي‌شود به نظر شما احاطه و تسلط فكري بر جوانان اهميت بيش‌تري دارد يا بزرگ‌سالان و سالخوردگان؟ البته هريك جايگاه ويژه خود را دارد. منحرف ساختن جوانان اين خانواده‌ها زمينه براي دغدغه‌هاي بزرگ خانواده و ايجاد عدم تمركز فكري و رواني براي والدين نظامي مي‌گردد.

نگاهي به ساختار پذيرش تهاجم در خانواده‌ها و انواع آنها، در فهم بهتر مطالب، ما را ياري مي‌رساند.

1- خانواده‌هاي فعال

در اين خانواده‌ها، دروني كردن هنجارهاي اجتماعي و ديني روال معمول و منطقي خود را داشته و والدين ضمن مشاركت در زندگي جمعي و پاسخ به مسائل فكري فرزندان هم زمان به افزايش اطلاعات مورد نياز و تعامل منطقي با فرزندان به ويژه جوانان خود مي‌پردازند. استعمار فرهنگي براي ورود به اين خانواده‌ها دچار مشكل جدي است چرا كه مأمن اسرار جوانان اين خانواده‌ها، دچار مشكل جدي است. مأمن اسرار جوانان اين خانواده‌ها، والدين هستند و محيط خانواده به شكلي است كه آنها براي طرح مسائل ذهني و فكري و عقيدتي خود مشكل خاصي ندارند، بنابراين در حافظه آنها نقاط مجهول وجود ندارد تا توسط ابزار تهاجم فرهنگي به نادرست معلوم گردد.

2- خانواده‌هاي منفعل

در اين خانواده‌ها، به علت اشتباه گرفتن وظايف و كاركردهاي اصلي خانواده و هدف نهايي كار و تلاش از تامين پوشاك و خوراك به جاي تأمين روحي رواني فرزندان، شكافي محسوس بين والدين و فرزندان به وجود مي‌آيد. عمدتاً در اين خانواده‌ها فرصت مناسبي براي گفت‌وشنود خانوادگي پيدا نمي‌شود و ارتباط آنها موزاييكي است. والدين به تصور برآوردن نيازهاي اصلي فرزندان بيش‌تر به فكر لباس، غذا، تفريح و تحصيلات آنها هستند و كمتر به اصلي‌ترين وظيفه خود يعني همبستگي رواني با فرزندان و آموزش معنوي آنها توجه دارند. چه بسا در اين ميان ابتدا والدين تحت تاثير ابزارهاي تهاجم فرهنگي قرار گرفته و سپس فرزندان مبتلا مي‌شوند و در صورت ابتلاي آنها راه حل منطقي و مناسبي براي برون رفتن از بحران در پيش گرفته نمي‌شود. مشكلات اقتصادي و خواسته‌هاي پايان ناپذير خانواده‌ها نيز ناكجاآبادي را پيش روي اين خانواده‌ها مي‌سازد كه با سرعت به سمت انتهاي آن كه يأس و نوميدي است سرازير مي‌شوند. در بسياري از موارد اين افراد احساس مي‌كنند كه هر مشكل و مسئله خاصي آنها را تهديد نمي‌كند و در يك امنيت كامل به سر مي‌برند بنابراين به فكر راه‌حل آن مشكل بر نمي‌آيند. لذا اولين راه‌حل براي مواجهه با مشكل، يافتن مسئله است. دقت كنيم راه نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست.

با توجه به ساختار فرهنگي- مذهبي جامعه ما، نياز به تقسيم‌بندي ديگري احساس مي‌شود:

- خانواده سنتي: كه تاكيد ويژه آن بر سنت‌ها و رسوم غالب حاكم بر جامعه اعم از ديني يا ملي است. اين دسته به دو گروه قابل تقسيم‌بندي است: الف: متعصب؛ ب: منعطف

متعصب: اين خانواده‌ها به شرايط زماني توجهي نداشته و آن چيزي كه در گذشته آموخته‌اند و يا با جنبه‌ها سنتي آنها همخواني دارد را معيار اصلي انتخاب‌هاي بعدي خود و ديگران مي‌دانند و در اين راه انعطافي از خود نشان نمي‌دهند.

منعطف: اين خانواده با وجود آنكه وجه پيروي از سنت‌ها در آنها بسيار قوي است اما تا حدودي سعي مي‌كنند تا در برابر شرايط از خود انعطاف نشان دهند در نتيجه با فرزندان بسته به اقتضاي زمانه همگام مي‌شوند.

- خانواده روشنفكر: كه اين دسته از خانواده بر خلاف دسته پيشين، تاكيد عمده خود را بر عقل و معيارهاي عقلاني و منطقي نهاده و در برابر اغلب مسايل جديد سعي دارند تا از عقل و معيارهاي آن بهره برند:

الف: ارزش‌مدار؛ ب: فارغ از ارزش

ارزش‌مدار: اين دسته علاوه بر آنكه تاكيد زيادي بر عقل و انتساب‌هاي عقلاني دارند، اما معيارهاي عقلاني آنها داراي پشتوانه ارزشي و اغلب ديني است. لذا تنها به اموري مبادرت مي‌ورزند كه با محك عقل و معيارهاي ارزشي آنها همخواني داشته باشد.

فارغ از ارزش: اين دسته كساني هستند كه سعي دارند تا عقل‌مدار با تمام مسايل برخورد كنند. عقل ابزاري و معطوف به هدف سرلوحه تمام امور اين افراد قرار مي‌گيرد. براي اين دسته كه از معيارهاي ارزشي روشني پيروي نمي‌كنند و عقل آزاد را سرلوحه امور خود قرار مي‌دهند. براي آنها هدف مهم است و به اصطلاح هدف، وسيله را توجيه مي‌كند. به عنوان مثال از نظر ما و حتي انديشمندان اروپايي، آمريكاييان اغلب افرادي با عقل ابزاري و معطوف به هدف هستند و براي آنها تنها هدف مهم است نه وسيله. كشتار جمعي، تعرض و تهاجم، وسايلي هستند كه آنها را به اهدافشان رهنمون مي‌سازند. بنابراين، اين وسايل چون بهترين ابزار براي دست‌يابي به اهداف محسوب مي‌شوند، مناسب و مقبول هستند. در حالي كه در سنت ما و ارزش‌مداران تاريخ همواره راه رسيدن به اهداف يكي از ملزومات اساسي است.

اگر بخواهيم اين خانواده‌ها را در يك طيف نشان دهيم در يك سر طيف خانواده‌هاي متعصب سنتي و در سر ديگر آن خانواده‌هاي روشنفكر فارغ از ارزش قرار مي‌گيرند. اين خانواده‌ها افرادي افراطي‌اند. خانواده‌هاي متعصب سنتي در برابر هر امر جديد و تازه‌اي مقاومت مي‌كنند. از آنجا كه اين خانواده نمي‌تواند با شرايط زمان خود را تطبيق دهد در بسياري از موارد دچار مشكلات جدي شده و احتمال انحراف اعضاي آن بسيار زياد است.

دسته دوم يعني خانواده‌هاي روشنفكرمآب فارغ از ارزش، كساني هستند كه بر خلاف دسته اول تحت هيچ عنوان به ارزش‌ها و سنت‌هاي رايج تن در نمي‌دهند. اين دسته اغلب افرادي غير اخلاقي و غيرقابل اعتماد هستند. از سويي ديگر امكان فروپاشي اين خانواده‌ها و گسست انسجام و همبستگي آنها بسيار زياد است زيرا اين دسته در برابر هر مد جديدي آماده پذيرش هستند و آن را با آغوش باز مي‌پذيرند. تفاوت و تناقض ارزش‌هاي آني و گذرا در اين خانواده‌ها و از سوي ديگر عدم توجه به اخلاق، موجب فروپاشي و گسست اين خانواده‌ها از هم مي‌شود. اما آنچه مد نظر ما مي‌باشد و از نظر ما خانواده‌هاي پذيرفته شده‌تري محسوب مي‌شوند خانواده‌هاي سنتي منعطف و روشنفكر ارزش مدار هستند. اين دو دسته آميزه‌اي از عقل و سنت‌هاي ارزشي اعم از ديني و ملي را سرلوحه عمل خود قرار مي‌دهند. مسلماً اين خانواده‌ها در برابر مسايل جديد و حوادث بزرگ زندگي كمتر آسيب‌پذيرند و اين دسته با قدرت تحمل خود به حل مسايل مي‌انديشند و با قدرت ايمان، اخلاق و صبر شيوه‌ ارتباط منعطف با محيط را پيش مي‌گيرند.

 

http://www.ido.irسايت

 

 ....................ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 8:55  توسط علیرضا لرستانی   | 

شيوه هاي تهاجم فرهنگي
دشمنان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و در رأس آنها آمريكا در راستاي تهاجم فرهنگي در خلال سال هاي اخير شيوه هاي مختلفي را به كار گرفته اند كه برخي از اين روش ها به قرار ذيل است :
1- اتهام ضديت نظام جمهوري اسلامي ايران با آزادي ، اين اتهام در حالي صورت مي گيرد كه به جرأت مي توان ادعا كرد كه ايران اسلامي يكي از كشورهايي است كه آزادي در چهار چوب موازين اسلامي در انواع مختلف آزادي بيان عقيده و ? وجود دارد .
2- سست كردن پايه هاي ايمان جوانان نسبت به موضوعات ديني ، اعتقادي و مذهبي است
3- سوق دادن جوانان به سمت فساد و ابتذال ، شهوتراني ، ميگساري ، استعمال مواد مخدر و.. روش هايي است كه دشمن در اين راستا به كار گرفته و از آنها استفاده مي كند .
4- تحقير و منزوي كردن جريان ادب ، هنر و فرهنگ اسلامي و انقلابي .
5- بي اعتنايي به آثار و فرآورده هاي هنري .
6- دفاع دروغين از حقوق بشر و اتهام نقض حقوق بشر به ايران .
7- عدم توجه لازم به ارزش هاي اسلام و انقلاب اسلامي در بخش هاي فرهنگي .
8- راه انداختن راديوها ، توزيع فيلمهاي ويديويي و تجهيزات ماهواره اي ارزان و به راه انداختن سايتهاي كامپيوتري مبتذل و سوء استفاده از تكنولوژي پيشرفته ارتباطات از روشهاي مؤثر تهاجم فرهنگي است .

 

روشهاي مقابله با تهاجم فرهنگي
1- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام فرهنگي .
2- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام آموزشي .
3- توجه به اسلام به عنوان دين حياتبخش و انسان ساز .
4- توجه به ارزش هاي انقلاب اسلامي .
5- گرامي داشتن و حمايت از عناصر مؤمن خودي .
6- نظارت قانونمند به محصولات فرهنگي .
7- اهتمام جدي به اجراي سياست هاي فرهنگي ، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
8- تكيه بر فرهنگ بومي در ايران .
9- افزايش بينش و آگاهي مردم و آشنا ساختن آنها با فرهنگ غني و ميراث مفاخر فرهنگي اسلامي ايران .
01- فراهم ساختن زمينه رشد استعدادها و ظرفيت هاي جوانان و پرورش آنها و حمايت از نيروهاي خلاق ، و متعهد در زمينه هاي فرهنگي و هنري .
11- برنامه ريزي براي استفاده بهينه نوجوانان و جوانان از اوقات فراغت .
21- بسط و گسترش كانون ها و مؤسسات فرهنگي ، هنري و ورزشي .
31- استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفتة ارتباطي و تبليغي در معرض فرهنگ اسلامي .
41- طراحي دو نظام مطبوعاتي و رسانه اي مستقل با فرهنگ ديني و ملي .

  نوشته شده توسط سید روح الله طباطبایی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:49  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

((مـن به همه مسوولين و دست اندركاران سفارش

مى كنم كه به هر شكل ممكـن وسايل ارتقإ

 اخلاقـى و اعتقادى و علمى و هنرى جـوانان

 را فـراهـم سازيـد و آنان را تا مـرز رسيـدن به

 بهتـريـن ارزشها و نـوآوريها همراهـى كنيـد

و روح استقلال وخـودكفايـى را در آنان

زنده نگه داريد))

  امام خميني (ره)                                        

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:44  توسط علیرضا لرستانی   | 

 هويت فرهنگي چيست؟

پاسخ به به اين سوال كه ”ما كيستيم؟” تعريف هويت ما است. طبق تعريف متداول، ”هويت، احساس تعلق به مجموعه‌اي مادي و معنوي است كه عناصر آن از قبل شكل گرفته‌اند. ”اگر امروز هريك از ما بپرسند كه ”تو كيستي؟” (يعني بخواهند كه شما هويت خود را در برابر يك پرسشگر توضيح دهيد)، هر يك پاسخي را كه برگرفته و متاثر از اصالت، ذهنيات، تربيت و بافت فرهنگي‌مان است، بيان مي‌داريم، از جمله: ”من ايراني هستم“، ”من شيعه هستم“، من انسانم“، ”من تهراني‌ام“، ”من مديرم“، ”من جوانم“، ”من‌ انديشمندم“، من هم يك بنده خدا مثل بقيه هستم“، ”من قهرمانم“، ”من فارسم (فارسي زبانم)“ و امثالهم. اينكه ما كدام پاسخ را مي‌دهيم يا با چه اولويتي هريك را مي‌گوييم همراه با درك اين نكته كه با چه لحني (افتخار، سرخوردگي، احترام، بي‌تفاوتي و غيره) آن را بيان مي‌داريم بعلاوه اينكه در شرايط مكاني و زماني مختلف، كدام پاسخ را مي‌دهيم، در مجموع معرف هويت شخصي و فرهنگي ما است. از اين منظر (و در چارچوب تعاريف مرسوم)، هويت فرهنگي، حول محورهايي همچون مرز جغرافيايي (سرزمين)، دين و مذهب، باورها و سنن فرهنگي، و زبان مشترك تعريف مي‌شود. اما قضيه به همين جا هم ختم نمي‌شود. از زاويه‌اي ديگر، هويت تعيين مي‌كند كه ”ما چه كاره‌ايم“، ”از كجا آمده‌ايم“، ”براي چه آمده‌ايم”، ”چه نبايد بكنيم“، ”چرا اينگونه‌ايم“، و ”به كجا خواهيم رفت“ يا ”به كجا بايد برويم“. پاسخ افراد مختلف به اين پرسش‌ها، متفاوت و داراي سطوح مختلف است. وقتي از اين زاويه با شخصيت افراد روبرو مي‌‌شويم، در مي‌يابيم كه افراد دو گونه‌اند: يكي افراد ”ماموريت‌گرا“ و ديگري افراد ”عادي“يا” اجتماعي روزمره“. افراد ماموريت‌گرا براي خود هويتي مستقل قائلند و بر اين باورند كه براي انجام ماموريت يا تحقق رسالتي خاص به اين جهان آمده‌اند و بايد در تمام زندگي خود بكوشند تا وظيفه‌اي را كه بر دوش دارند به انجام برسانند. به همين علت هرگونه سختي و مرواتي را تحمل مي‌كنند و تمامي اقدامات و فعاليت‌هاي زندگي خود را حول محور آن ”ماموريت“ تعريف كرده و شكل مي‌دهند. به همين علت چنين افرادي داراي خصايل ”رهبري“ و ”قهرماني“ هستند. اما در مقابل، افراد عادي افرادي هستند كه مسير رشدشان و حركت جامعه، تعيين كننده وضعيت آنان و فعاليت‌هايشان است. آنان در مسير رودخانه جامعه حركت مي‌كنند و ”چشم‌انداز“ ويژه‌اي را براي زندگي خود قايل نيستند و غالباً در و ضعيت انفعالي و روزمرگي گرفتارند. افراد در مسير رشد و تكامل خود به مرور متوجه ماموريت احتمالي خود مي‌شوند. طبق مطا‌لعات پژهشگران دانشگاه‌ هاوارد، افرادي كه ماموريت خود را مكتوب مي‌كنند(همراه با ارزشها و چشم‌انداز زندگي‌شان)، 10 برابر موفق‌تر از كساني هستند كه فقط بطور ضمني بر ماموريت خود واقفند و آن را مكتوب نمي‌كنند، بعلاوه باز همين افراد دسته دوم، 10 برابر از افرادي كه اصلاً ماموريت مشخص و شفافي براي خود ندارند و چشم‌انداز خاصي براي زندگي‌شان متصور نيستند، موفق‌ترند. بدين سبب، پرواضح است كه ميزان اهميت فرهنگي در رشد و تعالي فرد، و بالتبع رشد جامعه، بسيار و غيرقابل‌اغماض است، و يا به تعبيري مي‌توان آن را نقطه آغاز حركت، تلاش و پويايي فرد دانست.

  محمدرضا ميرزااميني

      انديشگاه شريف

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:38  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                  

 

راههاى مبارزه با تهاجم فرهنگى عبارت است از :

1 ـ شناختن ارزشها و ضدّ ارزشها از ديدگاه اسلام و نظر فقه و فقها و تمسّك

محكم و ثابت به انجام ارزشها و ترك ضدّ ارزش ها و به عبارت ديگر معيار قرار

 دادن تعاليم مأخوذه از فقه جواهرى در زندگى فردى و اجتماعى و سياسى و

 تنظيم كلّ روابط بر اساس راهنماييهاى فقهى.

2 ـ تبليغ و ترويج و تشويق همگان بر محافظت بر اين ارزشها به وسيله

 سخنرانيها و مطبوعات و جرايد و همه رسانه هاى گروهى.

3 ـ نشان دادن عكس العملهاى منفى مناسب نسبت به برنامه ها

 و افرادى كه اين ارزشها را هتك و به قداستهاى اسلامى آنها بى اعتنايى

مى نمايند و يا ضدّ ارزشها را به كار مى گيرند و نيز نشان دادن

عكس العملهاى مثبت و تحسين برانگيز نسبت به بانوان و مردانى كه

ارزشهاو آداب اسلامى را احترام مى نمايند و به آنها متعهّدند.

4 ـ تأكيد بر اسلامى بودن نظام آموزش و پرورش و تربيت جوانان

بر اساس هدايتهاى عالى اسلام و گزينش اساتيد و دبيران و آموزگاران

شايسته و متعهّد و مؤمن به فرهنگ اسلام.

5 ـ سالم ساختن محيط گردشگاهها و پاركها و فرهنگسراها از ظواهر

 مخرّب اخلاق، مثل: اركستر و موسيقى و اختلاط زن و مرد و بدآموزيهاى

مختلف.

6 ـ ترويج فرهنگ استقلال و اعتماد به نفس و تجليل از شعائر اسلام

و تحقير وابستگى به كفّار و تقليد از آداب و عادات آنها.

7 ـ تبيين و تبليغ مفاسد مكتبهاى مضرّه و فرهنگهاى مادّى و ضدّ ايمان

به خدا و اصالت اخلاق و معنويّات و مضار مدنيّت منهاى دين، و پوچى و

 پوسيدگى آن و ارشاد همگان، خصوصاً دانشجويان، به فوايد و مصالح

 اسلام گرايى و تعهّد دينى و كمالات حقيقى انسانى.

8 ـ نشر و تبليغ سيره انبيا، خصوصاً سيره رسول اكرم

صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمّه طاهرينعليهم السّلام ـ و دعوت

 به تأسّى به آن بزرگواران در مظاهر زندگى.

9 ـ بيان و تفهيم اين حقيقت ناب، خصوصاً به جوانان كه مدنيّت صناعى

 (پيشرفت مادّى و صنعتى) غرب معلول بى ايمانى و بى اعتنايى آنها به

مبانى اخلاقى نيست و توجّه به ترقّى صنعتى و كسب علوم مادّى با تمسّك

به دين و اخلاق در كمال توافق و سازگارى بوده و بلكه مكمّل يكديگرند; و سعادت

 حقيقى  براى جميع افراد بشر در سايه كمال او در اين دو ناحيه فراهم

خواهد شد. و استفاده و صحيح از علم و صنعت و همه نعمتهاى مادّى به

طورى كه موجب ظلم و تظلّم واستضعاف و استكبار نشود، فقط در پرتو

ايمان به خدا و اخلاق حقيقى حاصل خواهد شد.

10 ـ بالاخره با پشتيبانى همه، به خصوص صاحبان مقامات و علماى

 اعلام و ارباب سخن و اهل قلم و ساير اقشار مؤمنين از فرهنگ امر

 به معروف و نهى از منكر، و نظارت بر اجراى احكام الله و سدّ ابواب

ورود فرهنگ بيگانه، به طورى كه هر مسلمان آگاه و متعهّد، همه جريانها

 و سازمانها ومطبوعات و نوشته ها و كتابها و رسانه هاى گروهى و سيره

و روش و تمام مقامات و رفت و آمدها و كيفيّت برخوردها را در رابطه با اين

تهاجم فرهنگى زير نظر داشته باشد.اميد است كشور و جامعه ما و همه جوامع

 مسلمانان از گزند اين توطئه شوم بيگانگان مصون مانده و در پرتو احكام و

هدايتهاى نورانى اسلام طىّ قرون و اعصار بى شمار، تمدّن واقعى

و اصالتهاى ويژه انسانى را پاسدار و پرچمدار و نگاهبان باشند.

بحق محمّد و آله الطّاهرين صلوات الله عليهم أجمعين.

 ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلي العظيم.

برگرفته از سايت

                                 http://www.saafi.org 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 19:16  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

سال ۱۳۸۷

 سال نو آوری و شکوفايی

        بر همه ی ايرانيان

                 مبارک باد

                                          نویسنده وبلاگ

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:5  توسط علیرضا لرستانی   | 

ريشه هاي تاريخي تهاجم فرهنگي

تهاجم فرهنگي غربي عليه ملت و كشور ايران به طور مشخص از دوران رضا خان آغاز شد . البته قبل از آن مقدمات تهاجم فراهم شده و در كنار كارهاي فراوان ، روشنفكران وابسته را به داخل كشور گسيل كرده بودند ، زماني كه غرب مسلط و پيشرفته در علم و تكنولوژي مي خواست پايگاه نفوذ و سلطه خود را در ايران مستحكم نمايد ، ابتدا از طريق روشنفكري و عناصر خود فروخته وارد شده و اقدام كرد .جريان روشنفكري در ايران از دوره قاجاريه به بعد ، بيمار و وابسته متولد شد . متأسفانه معدود روشنفكران سالم و خالص ميان روشنفكران وابسته فرصت ظهور و بروز نيافته و در ميان آنها گم شدند . اين جريان از ابتدا وابسته بود تا زمان رضاخان پهلوي ، جريان روشنفكري در كشور ما جايگاه و پايگاه خود را كسب نكرده و نتوانست تأثير عمده اي در كشور بگذارد .رضاخان پس از رسيدن به قدرت ، بزرگ ترين قدم را يه نفع فرهنگ غرب و در حقيقت سلطه غرب و استعمار انگليس در ايران برداشت ، وي به دستور اربابان خود با اقداماتي از قبيل عوض كردن لباس مردم كشور ، كشف حجاب ، ممنوعيت دين و شعائر ديني و عزاداري و تعيير سنت هاي مردمي بومي ، بزرگترين خيانت را به كشور و مردم ايران و مهمترين خدمت را به كشور هاي غربي و در رأس آنها انگلستان انجام داد و به چهره محبوب غرب البته نه محبوب آحاد مردم و افكار عمومي ، بلكه محبوب سلطه گران و سياستمداران غربي تبديل شد .

بدين ترتيب تهاجم فرهنگي غرب عليه اسلام و ملت ايران از زمان رضاخان به صورت جدي آغاز شده شكل هاي گوناگوني را يافته و تجزيه كرد . اين تهاجم در دوران محمد رضا خان به خصوص در 20 سال آخر حكومت وي شكل خطرناك تري پيدا كرد .

 بر گرفته ازوبلاگ تهاجم فرهنگی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 17:56  توسط علیرضا لرستانی   | 
 

برخي از ويژگي ها و تفاوت هاي تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي به قرار زير است :
1- در تبادل فرهنگي ، هدف بارور كردن و كامل كردن فرهنگ ملي و بومي

 است ، ولي در تهاجم فرهنگي ، هدف متفرق كردن ، ريشه كن كردن و

از بين بردن فرهنگ ملي مي باشد .

۲- در تبادل فرهنگي ، ملت گيرنده _ فرهنگ ، امور مطبوع ، دلنشين ،

 خوب و مورد علاقه را مي گيرد ، ولي در تهاجم فرهنگي ، دشمن

نقطه اي از فرهنگ خود را به ملت مقابل و گيرنده مي دهد كه

از طريق آن به هدف خود دست يابد .

3- تبادل فرهنگي دو طرفه و با علاقمندي است ، در حالي

 كه تهاجم فرهنگي از طرف دشمن انجام مي شود تا فرهنگ

 مقابل را ريشه كن كند .

4- تبادل فرهنگي در هنگام قوت و توانايي يك ملت ، ولي

تهاجم فرهنگي در روزگار ضعف يك ملت صورت مي گيرد .

5- تبادل فرهنگي در كمال اختيار صورت مي گيرد ، در حالي

 كه تهاجم فرهنگي با زور گويي همراه است .

6- تبادل فرهنگي در فضاي صفا و صدق و دوستي است ، ولي

 تهاجم فرهنگي در فضاي ريا و كينه توزي ودشمني است .

7- تهاجم فرهنگي ، همانند تبادل فرهنگي ، يك كار آرام و بي

سر و صدا است . به عبارت ديگر ، كار فرهنگي اعم از تبادل

 فرهنگي يا تهاجم فرهنگي كاري بي سر و صدا بوده و نيازي به هوشياري جدي دارد.

 

 

  بر گرفته از وبلاگ تهاجم فرهنگی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:18  توسط علیرضا لرستانی   | 

سخن امام راحل(ره)درباره ي مبارزه باتهاجم فرهنگي

«اي مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد،به پاخيزيد

 ودرزيرپرچم توحيدودرسايه ي تعليمات سالم مجتمع شويدودست

خيانت ابرقدرت هارا،ازممالك خودوخزائن سرشارآن،كوتاه كنيدو

مجداسلامي اعاده كنيدودست ازاختلافات وهواهاي نفساني

 برداريد،كه شماداراي همه چيزهستيد.برفرهنگ اسلام تكيه

زنيدوباغرب وغرب زدگي مبارزه نماييدوروي پاي خودتان

بايستيدوبرروشن فكران غرب زده وشرق زده بتازيدوهويّت

 خويش رادريابيدوبدانيدكه روشن فكران اجيرشده بلايي برسر

ملّت ومملكتشان آورده اندكه تامتّحدنشويدودقيقاًبه اسلام

راستين،تكيّه نماييد،برشماآن خواهدگذشت كه تاكنون گذشته

است.امروززماني است كه ملّت هابايدچراغ راه

روشن فكرانشان باشندوآنان راازخودباختگي وزبوني در

مقابل شرق وغرب،نجات دهندكه امروز ، روز حركت ملّت هاست.»

روزنامه رسالت  ۵/۱۰/۸۵  صفحه ۶نويسنده محمد پور كياني              

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 18:28  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

    «ما بايدتهاجم فرهنگي را يک مقوله جدي

 و حقيقي به حساب آوريم. امروز دشمن

بيشترين همت خود را روي تهاجم

 فرهنگي گذاشته است.»
آيت الله خامنه اي مدظله العالی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:40  توسط علیرضا لرستانی   | 
ایران همیشه بر قرار باد

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم 

                               خانه اش ویران باد

من اگر ما نشوم ، تنهایم

                           تو اگر ما نشوی

                                              خویشتنی

 امروز در پای صندوق های رای اقتدار ملت ایران

به همه ثابت می شود، که ایرانی همیشه در صحنه است و

 تبلیغات سوء بیگانه هیچ تاثیری بر او نمی گذارد

             علیرضا لرستانی ۲۴ اسفند ماه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 7:43  توسط علیرضا لرستانی   | 

                                       روش هاي تهاجم فرهنگي

روش هاي تهاجم فرهنگي ، مجموعه شيوه ها ، راه كارها  و سبك هايي است كه مهاجمان به

 صورت مستقيم و غير مستقيم براي تحقق  اهداف خويش به كار مي گيرند . دشمن  با استفاده

 از اين شيوه ها ، باورها ، اعتقادات و بينش ها را مورد هجوم قرار مي دهد و هم رفتارها ، اخلاقيات

وكنشها را آسيب پذير مي سازد. هم به ابعاد معنوي و باطني فرهنگ حمله مي برد و هم به ظواهر

 ماديو محسوس فرهنگ دستبرد مي زند . شناخت اين روش ها زمينه را براي بر خورد آگاهانه و

پيروزمندانه باطرفندهاي قديم و جديد و در پوسته هاي رنگارنگ و با نام جديد ناتوي فرهنگي فراهم

مي آورد.لذا تعدادي از اين روش ها به اختصار بررسي مي شود :

1-    تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي

در جامعه اسلامي هر فرد مسلمان بر اساس جهان بيني ، اعتقادات و باورهاي مذهبي

خويش رفتار مي كند . مهاجم فرهنگي در صدد است اين باورها و انديشه ها را تضعيف

 نمايد.

2-    تخريب گرايش هاي معنوي

دشمنان با ترويج برنامه هاي مخرب فرهنگي در صدد تضعيف و تخريب گرايش هاي

معنوي به ويژه در بين جوانان بوده و با تبليغ خرافات و با گسترش برنامه هاي سرگرم

كننده مخرب ، گرايش هاي مذهبي را تحريف مي كنند .

3-    تخريب و نفي هويت ملي

بي هويت جلوه دادن اقوام و يا ايجاد تفرقه هاي فرهنگي ، زباني موجبات گسستگي

 پيوندهاي اجتماعي را فراهم مي آورد و هويت ملي و فرهنگي را خدشه دار مي كند .

4-     ايجاد گسستگي تاريخي

تاريخ و فرهنگ هر جامعه مانند كوه يخي است كه ويژگي هاي مشهود و خارج از آب آن

وابسته و پيوسته با توانايي ها و ويژگي هاي مستور در زير آب است . ايجاد گسستگي 

بين گذشته و حال در فرهنگ ، سبب بي ثباتي و آسيب پذيري جامعه مي شود .

مهاجمان و ناتوي فرهنگي با تحريف و تخريب گذشته به ويژه گذشته ي اسلامي ،

 سعي در بي هويتي جامعه دارند .

5-    طرد الگوها و اسوه هاي خودي

جامعه اسلامي به ويژه فرهنگ غني تشيع ، سراسر مملو از شخصيت هاي علمي ، اجتماعي ،

مبارزاتي است كه هريك مي توانند الگوهاي سازنده براي جامعه باشند . الگو پذيري بعضي

از جوانان از نوع لباس ، آرايش مو ، رفتارهاي اجتماعي ، لوازم مصرفي بيگانگان و ...نمونه اي

 ازاين برنامه ي هجوم و ناتوي فرهنگي است كه روز به روز شاهد گسترش آن هستيم .

6-    تخريب و ترور شخصيت هاي خودي

قهرمانان و شخصيت هاي واقعي هر ملت از عوامل پويايي و بالندگي هر ملت است ،

دشمنان با گسترانيدن دام هاي مختلف سعي در تطميع و تخريب آنان داشته و در صورت

عدم موفقيت با نشر شايعات و اكاذيب ، به ترور شخصيت افراد مؤثر مي پردازند ، ودر

نهايت دست خود را به خون پاك مردان و انديشمندان و مجاهدان ملت آغشته مي كنند .

 

برگرفته از مقاله خانم فاطمه بوجاري فرد

               كارشناس علوم تربيتي                  

             منبع ماهنامه علمي آموزشي فرهنگيان بسيجي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 9:34  توسط علیرضا لرستانی   | 

                                    جوانان حق جو

خدا كند كه جوانان ز حق جدا نشوند         به صحبت بد و بدخواه آشنــــا نشوند

مقدسات جهان را به زيـر پا ننـهند          شرور و مفسد و بي دين و بي حيا نشوند

خدا كند كه جوانان ره هنــر پويند            شكسته بال و پريشان و بي نــوا نشوند

پي سياست بـد كارگان قدم نزنند            وطن فروش و خـطا كار و بـد ادا نشوند

خدا كند كه جوانان عقيده مند شوند           سبك عيار و تهي مغز و خود نمـا نشوند

سرعقيده ي خود پاي بيفشرند چوكوه         بسان كاه ز هــــر باد جا به جا نشوند

 

((روزيكه چشمها و صورت ها متوجه آتش دوزخ مي گردد گمراه شدگان با تاسف مي گويند اي كاش ما در دنيا از خدا و رسول اطاعت و پيروي كرده بوديم آن گاه در مقام تبرئه مي گويند ما از پيشوايان خود اطاعت كرديم آنان مسئول انحراف مايند و اين ادعاي عاجزانه پذيرفته نمي شود ))                آيه ۲۹سوره اعراف

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 10:34  توسط علیرضا لرستانی   | 
وعده ما پاي صندوق هاي راي

براي سربلندي ميهن اسلاميمان، من و تو ما شويم وبه عنوان  قطره اي از اقيانوس  امت اسلام در ۲۴ اسفندبا حضور در محل هاي اخذ راي و  انتخابات مجلس شوراي اسلامي مشت محكمي بر دهان دشمنان ايران عزيزمان بزنيم .  ، تا بدانند ما نيز در سرنوشت كشورمان سهم بزرگي داريم.

 

        وعــــــــــــــده ما ۲۴ اسفنــــــــــــــــد ماه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 9:17  توسط علیرضا لرستانی   | 

اتهامات  و محورهاي اصلي تبليغاتي دشمن در راستاي عملياتي نمودن جنگ رواني

در يك نگاه كليه به تبليغات گسترده رسانه هاي غربي و هم سويي بعضي ازجريانات  سياسي داخلي و مطبوعات وابسته به آنان موضوعات زير را به عنوان محورهاي اصلي عمليات رواني دشمن مي توان بر شمرد :

1-    بزرگ نمايي تهديد نظامي و ارعاب؛

2-    القاء ناكارآمدي دولت و نظام اسلامي ؛

3-    گسست افكار عمومي از حاكميت با ايجاد ترديد نسبت به آينده ؛

4-    القاء منزوي ساختن ايران در منطقه و جهان و ايجاد محدوديت و فشار به اين منظور ؛

5-    القاء بزرگ نمايي تهديد جمهوري اسلامي ايران براي كشورهاي منطقه ؛

6-    متهم ساختن ايران به نقض حقوق بشر ، اقليت ها و سركوبي آزاديخواهان ؛

7-    متهم ساختن ايران به ساخت سلاح هسته اي ؛

8-    متهم ساختن ايران به عنوان حامي تروريسم

9-    القاء بزرگ نمايي خطر تشيع براي اهل سنت ؛

10-            القاء ناامني و اختلاف در داخل كشور ؛

11-            القاء جنگ قدرت بين مسئولين كشور ؛

12-            القاء بي كفايتي مسئولان كشور ؛

13-            القاء آموزش و پرورش ناكارآمد؛

14-            تقويت گروههاي اپوزوسيون (مخالف)، و كمك به آنها؛

15-            ايجاد نگرش منفي در مردم نسبت به روحانيت

16-            تشديد اختلاف گروه هاي درون نظام ؛

17-            تضعيف روحيه نيروهاي حامي نظام ؛

18-            تضعيف ارزشها و هنجارهاي ديني و ملي؛

و...............................

امروز از عمليات رواني نه تنها در جنگ ها ي نظامي بلكه براي نفوذ بر اذهان و انديشه هاي افراد غير نظامي و افكار عمومي جوامع استفاده نموده و بدون تحمل تلفات نيروي انساني و تجهيزات نظامي ، مي توان جوامع را تسليم و حكومت هارا واژگون ساخت.

 

گزيده اي از مقاله آقاي جلال بكتاشيان كارشناس ارشد علوم سياسي

منبع :ماهنامه علمي آموزشي فرهنگيان بسيجي شماره 11

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:22  توسط علیرضا لرستانی   | 

تعريف عمليات روانی

عمليات روانی به معنی تمام تبليغات ، فعاليت های سياسی ، ديپلماتيک ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی از قبل برنامه ريزی شده است که به منظور تاثير گذاری بر روی احساسات ، عواطف ، گرايشات ، عقايد و رفتار مردم و جوامع به کار گرفته می شود . تا بدون به کار گيری يک عمليات نظامی تمام عيار ، يک حکومت ساقط و يا در راستای اهداف مورد نظر استحاله يابد .

اهداف استراتژيک روانی آمريکا بر عليه جمهوری اسلامی ايران

به طور کلی آمريکا عليه جمهوری اسلامی ايران دارای پنج هدف استراتژيک روانی است که عبارتند از :

۱-    ارائه چهره مخوف از اسلام و جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی جهان به خصوص غرب

۲-    ترسيم ايران به عنوان محور شرارت در منطقه و جهان

۳-    القاء ناکارآمدی دين در ادامه جامعه و چالش مشروعيت

۴-    ارائه تصوير آرمانی از ارزشهای آمريکايی و ليبرال دموکراسی غرب

۵-    تلقين بروز اجماع جهانی عليه ايران

 

شيوه های عمليات روانی دشمن

ايجاد رعب و وحشت ، توليد و اشاعه شايعه ، خدعه و فريب ، ايجاد شک و توهم ، دادن وعده و تطميع ، تحريک و تشجيع ، دامن زدن به اختلافات قومی ، مذهبی صنفی و جناحی ، تهديد نظامی ، ترور و حذف فيزيکی ، تحقير و تخدير ، بد نام کردن ، دشنام دادن ، تحريم اقتصادی ، دامن زدن به مطالبات زود هنگام طبقات مختلف و القاء نا کارآمدی يک نظام سياسی ، از روش های عمليات روانی است . که آمريکا در تحقق اهداف فوق ، از تمامی شيوه ها استفاده کرده است .

مقام معظم رهبری حضرت آيت الله خامنه ای مدظله العالی  به عنوان ديده بان بصير نظام مقدس جمهوری اسلامی در قسمتی از سخنان خود در حرم مطهر  رضوی  و در تبيين جنگ روانی دشمن و حکمت نام گذاری سال جديد به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی می فرمايد :

(( يک بخشی از جنگ روانی دشمن ،دامن زدن به اختلافات قومی ، اختلافات مذهبی – شيعه و سنی  - اختلافات جناحی ، اختلافات صنفی و رقابت های صنفی را ترويج و تبليغ می کنند . در داخل مزدوران و ايادی هم دارند که مقاصد آن ها را در اينجا به شکل های گوناگون عمل می کنند .

يکی از شعبه های جنگ روانی اين ها اين است که : اولا بين ملت ايران اختلاف بياندازند ، ثانيا بين ملت ايران و ملت های ديگر مسلمان اختلاف بياندازند . سياست آمريکا اين بوده است که همسايه های ما را در خليج فارس از جمهوری اسلامی بترسانند . البته بعضی از آن ها آگاهانه و هوشيارانه توطئه را فهميده اند . بعضی هم ممکن است اشتباه کنند و در دام اين توطئه آمريکا بيفتد . ما به سوی همسايه های خليج فارس دست دوستی دراز کرده ايم و الان هم با آن ها دوست هستيم . ))

 

گزیده ای از مقاله آقای بکتاشیان

ماهنامه علمی آموزشی فرهنگيان بسيجی شماره  يازدهم سال پنجم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:48  توسط علیرضا لرستانی   | 

کسانی بودند در زمین که فساد برپاکردند و طغیان کردند پس خداوند تازیانه های عذاب را بر آن ها فرو فرستاد همانا پروردگارت همواره در کمین فاسدان و ظالمان است .

سوره فجر آیات ۱۰ تا ۱۴

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:47  توسط علیرضا لرستانی   | 

ابزارهاي تهاجم فرهنگي

مجموعه امكانات  و وسايلي هستند كه در انتقال پيام مورد استفاده قرار مي گيرند . وسايل و ابزار شنيداري ، ديداري ، نوشتاري و امكانات به منابع  اقتصادي و مادي و سازماني و انساني قابل  تقسيم مي باشند . اين ابزارها به صورت كانال ارتباطي بين فرستنده و گيرنده پيام عمل كرده و پيام را از فرستنده دريافت و به سوي گيرنده حمل مي كنند .

مهاجمان فرهنگي به منظور بسط فرهنگ الحادي خويش و كسب سلطه اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي بر ساير كشورها ، از روش ها و ابزارهاي متنوع و متفاوت استفاده مي كنند .

ابزارها و روش هاي تهاجم  متناسب با شرايط فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي گروه و ملت مورد هجوم ، از كارآيي متفاوت بر خوردار هستند كه شناخت و تبيين ويژگي هاو ميزان اثر بخشي آنها در فهم مطلوب تر تهاجم فرهنگي موثر است ، در ذيل به تعدادي از ابزارهاي  مورد استفاده مهاجمان فرهنگي در هجوم به نسل جوان اشاره مي شود :

1-     هنر و ابزارهاي هنري

 دشمنان سعي مي كنند پيام زهر آگين خود  و مخرّب خويش در قالب زيبا و جذاب هنري پوشانده و به مخاطبين خود عرضه نمايند .

مد لباس ، كفش ، آرايش موي سر و صورت ، سبك هاي موسيقي و تقليد از گروههاي فاسد و مبتذل غربي و ..... را در جوانان خود نظاره گر هستيم

2-     ادبيات و ابزارهاي ادبي

شاعر يا نويسنده در تلاش است تا پيام خود را در قالب شعر و قصه و داستان و رمان و تاريخ و.... به ديگران منتقل كند با توجه به كارآيي و تاثير اين مهم در جوانان دشمنان سعي مي كنند تا از اين طريق در فرهنگ جوانان ما تاثير بگذارند .

نگارش و ترويج رمان هاي مبتذل ، شعرهاي سرد و پوچ مجلات ضد اخلاقي و....... عهده دار تخريب فرهنگ جوانان ما هستند

ودر ذيل به برخي از اين ابزارها به صورت تيتر وار اشاره مي شود .

روشنفكران و غربگرايان خود باخته  - زنان و دختران و محرك هاي عاطفي فنون و تكنولوژي برتر سازمان ها و بنيادهاي بين المللي و منطقه اي مواد مخدر و مواد منكراتي -

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:58  توسط علیرضا لرستانی   | 

 

 اگر ایرانیان بدانند ایران چه گنجی است هرگز به فرهنگ بیگانه رو نمی آوردند

ازدیدگاه مهاجمان نیروهای حزب‏الله که غصه حفظ دین دارند خود را وارث وتداوم‏بخش راه انبیاء و امامان و شهدای مملکت، می‏دانند،راهی که همان بقای دین و اسلام بوده است. لذا باید تغییر شیوه در برخورد با فرهنگ بدهند

در اصول اولیه اسلام هیچگاه برخورد فیزیکی و جبری وجود ندارد و در اجرای مراحل درجریان امر به معروف و   نهی از منکر باید آرام‏آرام پیش رفت در صورت عدم تاثیر، در نهایت‏به برخورد فیزیکی می‏انجامد; همچنانکه حضرت امیرالمؤمنین (ع) جوانان مدینه و کوفه را نصیحت و پند و اندرز فرهنگی می‏دادند که سر معابر و کوچه‏ها نایستند و مزاحم ناموس مردم نشوند امام (ع) بعد از برخوردهای فرهنگی و اصلاح‏جویانه بعضی، از مواقع باقیمانده را با رفتار فیزیکی برخورد می‏کردند. ما باید به این حقیقت تلخ اعتراف و اذعان کنیم که برخورد فرهنگی و عقیدتی در مقابل تهاجم فرهنگی غرب، بسیاربسیار اندک و محدود بوده و متاسفانه از باب (النادر کالمعدوم) هیچ برخورد فرهنگی نشده است.

نتیجه اینکه بهترین راه برخورد با فرهنگ مهاجم غربی پدیده فرهنگ خودی است. فرهنگ اسلامی غنی‏ترین فرهنگ در عالم هستی است.

با پیشرفت علوم و تکنولوژی و در نتیجه ایجاد ماهواره و شبکه‏ها و بزرگراههای اطلاعاتی -تهاجم نظامی که هزینه بسیار گزافی را می‏طلبید، با درصد احتمال ضعیف پیروزی- جای خود را به برخورد فرهنگی و ماهواره‏ای داد. همان وسلیه‏ای که نه حدی و نه مرزی می‏شناسد و از نظر جغرافیایی نیز کاملا نامحدود است و از فراسوی مرزها سیطره اطلاعاتی خود را بر دنیا تحمیل می‏کند. ماهواره ابزاری که ماهیت درونی آن برای ما مجهول مانده و ما آن را تنها یک وسیله مضر فرهنگی می‏دانستیم -در حالی که چندین سال است- غربیها بر روی وسایل ارتباطی و ماهواره تحقیق می‏کند حتی بر روی اثرات آن در میان ملل و فرهنگها. رئیس جمهور آمریکا در دهه ۱۹۶۰میلادی می‏گوید: جنگ فردای ما با ملتها یک جنگ فرهنگی خواهد بود. و ناپلئون می‏گوید من از صدای قلم فرهنگیان بیشتر می‏ترسم تا از صدای سفیر گلوله‏ها و وزیر اطلاعات ...... می‏گوید: بجای اینکه هزاران تن بمب بر روی ادوات نظامی دشمن بریزیم آنان را نابود سازیم چه بهتر است کاری کنیم که دست نظامیان دشمن بر روی ماشه اسلحه‏شان بلغزد و از شلیک کردن امتناع کنند و آن امکان‏پذیر نیست مگر توسط تغییر فرهنگ و اعتقاد آنها.

و نیز در بخشی از اسناد سری صهیونیستها این طور آمده که:  

ما برای اجرای نقشه خود، تمام معتقدات مذهبی دیگران را از بین می‏بریم تا

نسل فاسد شود و پیوسته سعی می‏کنیم که آن دسته از رهبران مذهبی را که مزاحم نقشه‏های ما هستند، نابود کنیم و لازم است که مذهب را ریشه‏کن سازیم‏

در سال ۶۵ میلادی صهیونیستها سمیناری به منظور دستیابی به راه‏بردها و استراتژیها برای مقابله و مبارزه با شیعه‏گری و اصول‏گرایی مسلمانان ایران و جهان بر پا کردند و در این راستا از تمام کشورهای غربی و از روانشناسان و جامعه‏شناسان و سیاسیون آن کشورها دعوت نمودند تا راه‏حلهای خود را ارائه دهند، در انتهای جلسه به این نتیجه رسیدند که بهترین راه، نابود ساختن فرهنگ شیعه در دنیا سرمایه‏گذاری بر روی جوانان مسلمان از طریق ترویج عقائدی چون لیبرالیسم، سکولاریسم و امثال آن و سپس ترویج فساد و فحشا و مواد مخدر در بین جوانان مسلمان و در یک کلمه به تخدیر مسلمانان جوان است که البته تا حدودی هم موفق به این کار شده‏اند.

همفر» جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی در کتاب خاطرات خود به کتابی بنام «چگونه اسلام را نابود کنیم‏» اشاره می‏کند و راههای نابودسازی عوامل نیرومندی مسلمانان را در23 بند خلاصه می‏کند. بندهایی از کتاب مذکور به شرح ذیل است: ترویج‏شرابخواری، قمار، فساد و شهوترانی، تشویق به مصرف گوشت‏خوک وترغیب به زیر پانهادن دستورات اسلامی و سرپیچی از اوامر و نواهی آن.

- باید در خانواده‏ها نفوذ کرد و روابط پدران و فرزندان را تا بدان حد تیره ساخت که دیگر زیر بار نصیحت و ربیت‏بزرگترهای خود نروند و تحت تاثیر فرهنگ استعماری قرار گیرند در این صورت ما می‏توانیم جوانان را از حوزه نفوذ عقاید دینی خارج سازیم و ارتباطشان را با علما قطع کنیم.  در مساله بی‏حجابی زنان باید کوشش فوق‏العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی‏حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند.  باید اساس هر گونه نماز جماعتی را با اشاعه اتهاماتی به ائمه جمعه و جماعات بر هم زد و از استقبال مردم از آن کاست. لازم است مسلمانان را از عبادات باز داشت و در وجوب عبادات در اندیشه آنان شک نمود. آزاداندیشی و چون و چرا را باید در اندیشه مسلمین وارد ساخت امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست

اما شیوه‏هایی که در برابر بی‏اثر کردن تهاجم فرهنگی دشمنان می‏توان بکار گرفت۱ برخورد منطقی و معقول دینی با جوانان۲ تسهیل کردن امر ازدواج برای آنان. ۳ایجاد الگوهایی برای آنان۴ نشر و گسترش فرهنگ معارف اصیل اسلامی۵ تاکید بر معنویت و اخلاق اسلامی. ۶مبارزه با مصرف‏گرایی و تجمل‏پرستی و دنیاطلبی و ...

 

منابع

۱-     تهاجم فرهنگی ۲-     امر به معروف و نهی از منکر۳-     - امر به معروف و نهی از منکر (سپاه پاسداران) تهاجم فرهنگی (ستار هدایت‏خواه

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:42  توسط علیرضا لرستانی   | 

حرکتی مرموزانه، حساب شده، همراه با برنامه‏ریزی دقیق و با استفاده از شیوه‏ها و ابزار و امکانات متعدد و متنوع، برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشه‏ها «تغییر و تبدیل آداب و سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه را» می‏توان در ابتدا برای معنی تهاجم فرهنگی در نظر گرفت و نیز می‏توان «از بین بردن اصالت و فرهنگ و سنن ملی و جایگزین کردن فرهنگ بیگانه‏» را یکی از تعبیرهای دیگر تهاجم فرهنگی دانست.

اصول درونی اجتماع یک ملت و کشور از تمام زوایا اعم از اقتصادی، اجتماعی، نظامی، سیاسی، زمانی از یک استقلال و استحکام می‏تواند برخوردار باشد که - از یک فرهنگ غنی و قوی و اصیل - برخوردار باشد یعنی اگر فرهنگ یک ملت دستخوش تغییر و تبدل قرار گرفت، ماهیت درونی آن ملت و کشور از تمام جهات مذکور متبدل می‏شود. ما باید هر زمان به فکر و یاد خداوند باشیم، زیرا اگر لحظه‏ای از یاد او غافل شویم، در دریایی از امواج متلاطم غربزدگی غرق خواهیم گشت. جوانان هر کشور آینده‏سازان آن ملت هستند و سرنوشت هر جامعه به این قشر در مملکت‏بستگی دارد.

جوانان سرمایه‏هایی هستند که در رابطه با اجتماع و فرهنگ جامعه شکل می‏گیرند.

اگر فرهنگ جامعه اصیل و اسلامی باشد، جوانهایی با ایمان و با اخلاص پرورش خواهند یافت که این برای یک چنین ملتی افتخارآمیز و موفقیت‏آمیز خواهد بود.

استکبار این مطلب را درک کرده، در پی راهی برای تضعیف ملت اسلامی و شهیدپرور ما است. آنها از راههای مختلف برای رسیدن به این هدف استفاده کرده‏اند ولیکن با شکست روبرو شده‏اند و بالاخره فهمیدند با تاثیر گذاشتن روی طبقه جوان و حساس جامعه اسلامی می‏توانند در راه پیش‏برد اهداف شومشان قدم بردارند و روح حساس و لطیف و شاداب جوانان و غنچه‏های مملکت اسلامی را به نابودی بکشانند.

البته زمانی فرهنگ یک ملت توسط فرهنگ مهاجم مورد هجوم قرار می‏گیرد که اصول اولیه و دانش‏های ملی و سنتی و مذهبی، آن ملت توسط ارزشها و سنتها و اصول اولیه فرهنگ مهاجم هدف‏گیری شود و آهسته، آهسته آن اصول جای خود را به ارزشها و اصول فرهنگ مهاجم بدهد و آنگاه که غربی‏ها بتوانند در فرهنگ ما رخنه کنند و احساسات یک ملت را جریحه‏دار نمایند; دیگر هیچ خونی برای دفاع ازوطن جاری نخواهد شد، چشمه‏ای در سرزمین پربرکت ایران به جوش و خروش نخواهد آمد. مادری در فراق فرزند به میدان رفته‏اش اشک نخواهد ریخت، اسلحه‏ای بر دوش جوانان ما نخواهد آمد، دستی برای دعا کردن ملت مسلمان به سوی آسمان دراز نخواهد شد و قلبی برای وطن به تپش نخواهد افتاد و هرگز فریاد «الله اکبر» به گوش نخواهد رسید. در آن زمان با وزیدن یک نسیم، استعمارگران و شیاطین می‏توانند به راحتی درخت اسلام و آزادگی را از ریشه براندازند زیرا دیگر جوانانی که برای دفاع از عزت و شرف ملت‏خود، جانبازی کنند وجود ندارند.

دیگر اینکه شناخت فرهنگ غربی از ضروریات یک ملت‏با شخص فرهنگی است که قصد مبارزه با تهاجم فرهنگی را دارد، بنابراین باید از فرهنگ و اصول و مبانی فرهنگ درونی کشورهای غربی و مهاجم شناخت کامل به دست آورد. همانگونه که مهاجمین فرهنگی، شناخت کامل از ماهیت کشورهای اسلامی مورد هجوم دارند.

و موضوع سوم اینکه بدانیم; تهاجم فرهنگی پدیده‏ای است که از بدو ظهور دین مقدس اسلام در شبه جزیره عربستان آغاز شد و تا کنون ادامه یافته است.

امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و برقراری ارتباطات پیدایش انواع رسانه‏های جمعی، بزرگراههای اطلاعاتی و ماهواره‏ای و غیره، مهاجمان متوجه شده‏اند که برخورد نظامی نمی‏تواند مفید و مؤثر باشد و تا زمانی که مسلمین مقید به فضایل انسانی و الهی و مذهبی و سنت هستند، نمی‏توان با جنگ نظامی از بین برد; بنابراین با پدیده فرهنگ به جنگ و تقابل روی آوردند. آنان به این امر پی بردند که در تقابل ادوات نظامی و فرهنگی، همیشه فرهنگ پیروز است، و فهمیدند که با پدیده فرهنگ و اعتقادات نمی‏توان به زور متوسل شد که البته این نتیجه از نظر معارف قرآنی و احادیث و روانشناسی کاملا به اثبات رسیده است و در این مورد قرآن مجید در فرازی از آیة الکرسی می‏فرماید: -لا اکراه فی الدین- یعنی اکراه و جبری در پذیرش دین که مجموعه‏ای از اعتقادات است راه ندارد یعنی هیچ زمانی پدیده جبر و اکراه نمی‏تواند شخصی را دین‏دار یا مسلمان کند.

پس باید در برخورد، فرهنگ با فرهنگ وارد شد و نتیجه قضیه برخورد نیروهای حزب‏الله و مکتبی اجتماع خود ماست در مقابله با مکتبهای غربی مانند مقالیکها، هاردراک، وسپ، رپ، هوی متال و مکاتبی که هر ساله با شیوه‏ای جدید وارد بازار فرهنگ می‏شوند.

 

 

ادامه دارد................................

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:33  توسط علیرضا لرستانی   | 

در خيابان چهره آرايش مکن                    از جوانان سلب آسايش مکن

زلف خود از روسری بيرون نريز               در مسير چشم ها افسون نريز

ياد کـــن از آتش روز معــاد                طره ی گيسو مده در دست باد

خواهرم ديگر تو کودک نيستی              فاش تر گويم عروسک نيستی 

خواهرم ای دختر ايران زمين               يک نظر عکس شهيدان را ببين

خواهر من اين لباس تنگ چيست

                       پوشش چسبان و رنگارنگ چيست  

                                                     پوشش زهرا مگر اين گونه بود؟

               خواهرم اين قدر طنازی نکن        با اصول شرع لجبازی نکن

             در امور خويش سرگردان مشو         نو عروس چشم نامردان مشو

 

ای خواهرم بکوش چو بانو امين شوی       يعنی نگين حلقه ی اين سرزمين شوی

پدرم گفت پدر جان     زن اگر زن باشد        شير در خانه و در کوچه و برزن باشد

پدرم گفت که ای دخت نکو بنيــــادم           زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

هدف دشمن سنگ افکن پيشانی ماست       کسب جمعيتش از زلف پريشانی ماست

پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پيداست         و زن مومنه از حفظ حجابش پيداست

ای وطن دختران غيرتمند      

                                         شيرخوار تو خواهران منند   

 در تماشای ظهر آتش و خون    

                                             خواهرانم برادران منند

خواهرانم برادران غيور                     شام غم تشنه خروش شماست

شان والعصر عصر عاشوراست             ودر اين عصر علم به دوش شماست

خواهرانم حجاب تيغ شماست              تيغ خود زکف مياندازيد

شرف زن به حفظ عصمت اوست        خويش را از شرف مياندازيد

الا ای شيرزن خواهر قهرمان             بپوشان رخ از چشم نامحرمان       

            به تيغ حجاب و به تير حيا حفاظت کنيد از حدود خدا

                                                                          مرحوم آقاسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 21:23  توسط علیرضا لرستانی   | 
ایران همچون کوهی استوار بر بلندای جهان و همچون خورشیدی تابان در میان کشورهای خاورمیانه می درخشد .همیشه پایدار بمان ایران همیشه استوار و ماندگار

ایران همچون کوهی استوار بر بلندای جهان و همچون خورشیدی تابان در میان کشورهای خاورمیانه می درخشد .همیشه پایدار بمان ایران همیشه استوار و ماندگار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 6:54  توسط علیرضا لرستانی   | 

وقتي كه نداي هل من ناصرٍ ينصرني را شنيدي لبيك گفتي و رفتي كه مبادا

عَلَم علمدار بر روي زمين بماند .مبادا دشمنان  اين ثروت بزرگ يعني كشورت

 را به يغما ببرند. تو رفتي و خون پاكت را نثار دين و آيين و شَرَفَت كردي ،

واكنون است كه حاصل خون پاكت  لاله هايي روييده كه بوي خوش آن را

هيچ كجاي دنيا ندارد .چشمه هايي جوشيده كه شيريني و گوارايي آبش را هيچ

 كجاي دنيا ندارد آري جوانان اين مرزو بوم لاله هايي هستند كه با

پيشرفتشان در علم و صنعت و تكنولوژي دست ابر قدرتهاي شرق و غرب را

بسته است .ديگر آمريكا جرات دزديدن مغزهاي متفكر ايراني را ندارد ، ديگر

 حرفي براي گفتن ندارد و نمي تواند داشته باشد چرا كه حاصل زحمات ديرينه

 اين انقلاب و شهيدان به بار نشسته و حلاوت و شيريني ميوه هاي پر بار آن

چشم دشمنان ايران زمين را كور كرده است .

 

                                          نوشته  : عليرضا لرستاني

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 22:2  توسط علیرضا لرستانی   | 

مبارزه پيامبران الهي با مظاهر استكبار و طاغوت ها در طول تاريخ. نبرد دو فرهنگ بوده است: فرهنگ متعالي حق مدار و فرهنگ باطل.فرهنگ حق، بينش توحيدي، اعتقاد به آزادي و آزادگی انسان ها از زنجير معبودها و طاغوت هاي بيروني و خواهش ها و هوس هاي دروني و برپايي قسط و عدل در جهان را ترويج مي كند. در مقابل، فرهنگ باطل دربردارنده دوگانه پرستي، بردگي و بندگي انسان ها، اسارت در دام بت هاي گوناگون، پيروي از هواهاي نفساني و حاكميت جور و ستم است. سرنوشت پيامبراني چون نوح، ابراهيم، موسي، عيسي، لوط، هود، شعيب و صالح

كه در قرآن كريم بدان ها اشاره شده است، اين حقيقت را تاييد مي كند. بنابراين، تهاجم فرهنگي چيزي نيست كه امروزه به عنوان شيوه اي جديد به كار رود، بلكه در طول تاريخ بشر به شكل هاي گوناگون عليه انبياي الهي و حركت هاي انقلابي به كار گرفته است. در تاريخ پرفراز و نشيب اسلام، دشمن بارها از اين ابزار استفاده كرده كه داستان غم انگيز و عبرت آموز مسلمانان در اندلس، نمونه اي از اين تهاجم است.

و اکنون ،غرب با ترويج فرهنگ و انديشه مادي و نشان دادن مظاهر فريبنده دنياي صنعتي بر آن است تا در فرهنگ اصيل اسلامي رخنه كند، ارزش ها و باورهاي ديني را سست سازد و كمكم ريشه باورهاي امت اسلامي را بخشكاند. سپس دست آورد تمدن غرب؛ يعني فن آوري جديد (البته سراب گونه و رنگ آميزي شده آن) را به مردم نشان دهد و سرانجام آنان را در منجلاب فساد ـ كه زاييده فرهنگ جديد غرب است ـ غرق سازد!

انگيزه اين تهاجم در نخستين گام، ايجاد فضاي خوباختگي و روح بي تفاوتي در جامعه نسبت به ارزش هاي اصيل خودي و ويراني هويت مذهبي و ملي آن جامعه و در گام بعد، ايجاد جامعه اي تازه است كه انديشه ها و باورهاي جهان غرب را بپذيرد و عقايد و ارزش هاي ديني و فكري خود را دور بريزيد. در اين صورت، با نابود شدن فرهنگ ملي يك كشور، زمينه براي سلطه همه جانبه استكبار جهاني هموار خواهد شد. آن چه امروز سلطه گران با بهره گيري از فن آوري ارتباطات و برنامه هاي ماهواره اي و با شعار تحقق دهكده جهاني و همسان سازي فرهنگي براي جهاني كردن فرهنگ خود تبليغ مي كنند، در راستاي همين اهداف شيطاني طرح ريزي شده است.

بايد دانست در دوران معاصر به ويژه در نيم قرن اخير، با جريان سازمان يافته اي عليه فرهنگ اسلامي و انساني در كشورمان روبه رو هستيم كه برخي موارد آن بدين شرح است:

      -    شكستن جامعه سنتي ايراني و نفي ارزش هاي  حاكم بر آن.

      -    گسستن رابطه نسل جديد ايران با تاريخ فرهنگ پربار اين كشور.

      -    گسترش فساد و فحشا.

     -    گسترش دنياگرايي و زندگي مصرفي.

      -    سرگرم كردن مردم به مسايل بي ارزش و بازداشتن آنان از انديشيدن.  

      -    تفرقه افكني ميان گروه هاي گوناگون مردم. 

      -    ايجاد بدبيني به معارف اسلامي.

      -    كمك به گسترش بي سوادي.

     -    تبليغ جدايي دين از سياست.

-     سست كردن مردم در تقليد از مراجع ديني.

آیا ما ایرانیان باید همین طور بنشینیم تا هر کس هر طوری خواست در دین و ایمان ما نفوذ کند و فرهنگ ما را مورد هجوم قرار دهد ؟ بر من و شما واجب است تا در خصوص جلوگیری ازنفوذ فرهنگ  غلط بیگانه به کشورمان جلوگیری کنیم و این از طرق مختلف قابل اجراست 

۱- ارتباط مستقیم بین مدرسه و دانشگاه با مسجد 

۲- توجیه جوانان در خصوص نپذیرفتن فرهنگ غلط بیگانه 

۳- اطلاع رسانی صحیح از طریق رسانه هاو.....

 

منبع: عوامل گرايش نوجوان و جوان به فرهنگ بيگانه/ مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 21:52  توسط علیرضا لرستانی   | 

ترديدي نيست که بسياري تجملات و تشريفات از ناحيه بانوان بر جامعه تحميل مي شوند از اين رو   جنس زن علاقه شديد به نمايش و خود آرايي دارد.

آيين اسلام حجاب يعني پوشش و حريم عفت و حيا را (نه پرده نشيني و دوري از اجتماع ) براي زن قرار داده است و اگر او اين حريم را آگاهانه به خوبي حفظ کند عامل موثري براي مبارزه با تجمل گرايي و ايستادگي در برابر ورود و هجوم فرهنگ مبتذل غرب خواهد شد.

پوشش اسلامي سمبل مقاومت زن مسلمان در برابر سرازيري کالاهاي فريبنده غرب است حجاب اسلامي لباس رزم زن مسلمان است که او را از بازيچه زيستن باز مي دارد و از هرزگي و زندگي مصنوعي و پوچ غربي بيزار مي سازد.

برگرفته از مقاله خانم گلنارسعیدی استاد دانشگاه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 6:33  توسط علیرضا لرستانی   | 


بطور کلی در جامعه‏ای که فساد در آن رایج شده، از نظر اسلام دو نوع وظیفه برای فرد مسلمان وجود دارد: وظایف فردی و وظایف اجتماعی.
منظور از وظایف فردی کلیه اقداماتی است که فرد برای حفاظت خود از آلوده شدن به گناه انجام می دهد این اقدامات شامل:
1ـ آشنایی به اعمال و رفتاری که از نظر احکام اسلامی گناه و معصیت شمرده می شوند. که ما در بخش اول به پاره‏ای از آنان اشاره کردیم، چه بسا جوانانی که به خاطر بی ا