|
ادامه مطلب قبل نتيجهگيري: با بحث فوق قصد داشتيم به معرفي اجمالي تهاجم و هدف اصلي آن يعني جوانان بپردازيم. بدون شك با توجه به انواع خانواده و روشهاي تربيتي و تصميمگيري در آنها مقابله با تهاجم فرهنگي نيز متفاوت ميشود. بيترديد نميتوان در همه جاي جامعه پليس و نيروهاي كنترل رسمي را قرار داد اما ميتوان با آموزش صحيح به خانوادهها، آنها را در مقابل اين تهديدات بنيان برانداز، واكسينه نمود. خانوادهها با كنترل فرزندان خود كمك بسيار زيادي به سلامت خود و جامعه ميكنند. شما خانوادههاي گرامي و خوانندگان گرانمايه اين نوشتار، با رفتار مشفقانه و محبتآميز ميتوانيد به كمك اصلاح جامعه آمده و ضمن كنترل دروني خانوادهها به كنترل بيروني و در نهايت ايمن سازي جامعه با مشاركت و همكاري دلسوزانه كمك نماييد. فراموش نكنيم هميشه يك فرزند خوب در يك خانواده آرام و منطقي پرورش مييابد و يك جامعه خوب متشكل از خانوادههاي خوب است. خانوادهها پلي هستند براي سوق جامعه به سمت اهداف متعالي و بلند. شما والدين گرامي با اهميت به حضور بيشتر و موثر در خانواده با اهميت دادن به روح و الزامات رواني فرزندانتان ميتوانيد به كاركردهاي صحيح تربيتي خانواده جامه عمل بپوشانيد. فراموش نكنيم كه فرزندان و افراد خانواده ما بيش از نيازهاي جسماني به آرامش رواني و درك متقابل نيازمندند و ارتباط مناسب و مشفقانه پدر در منزل با همسر و فرزندان ضامن بقا و سلامتي كانون گرم خانواده است. گو اينكه براي همين هدف مهم و غايي، هر صبح را به اميد تقرب به خداوند متعال به شب ميرسانيم. اغلب افراد گمان ميكنند كه از آسيبهاي اجتماعي در اماناند و اين مسايل تنها گريبانگير ديگران است. بسياري از والدين از مشاهده مدهاي مو و لباس در فرزندان و يا مشاهده كجرويهايي نظير اعتياد به موادمخدر، انحرافات جنسي و رفتارهاي ضد اخلاقي از سوي جوانان خود عبرت نميگيرند و در اكثر موارد موضوعات مذكور را ناچيز جلوه ميدهند. بايد توجه داشت كه راهحل نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست. بلكه آگاهانه بايد ابتدا مسايل را شناسايي نموده و براي حل آن اقدام نمود. دقت كنيم همان طور كه ويروسهاي بيماريزا ميتوانند بدن ما را در خطر نابودي قرار دهند، ويروسهاي ضد فرهنگي نيز ميتوانند به نحو بسيار كشندهتري جامعه را دچار بحرانهاي هويت؛ نسلي، جنسي، عقيدتي و حتي سياسي و اقتصادي نمايند. بنابراين همان طور كه به مراقبت اعضاي خانواده در برابر بيماريهاي جسمي ميپردازيم، بايد آنها را در برابر بيماريهاي بسيار خطرناك فرهنگي نيز ايمن كنيم. چند راه حل براي مواجهه با بحران - باور كنيم ما نيز ممكن است همانند ديگران در معرض آسيبها قرار بگيريم.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 9:13  توسط علیرضا لرستانی
|
تهاجم فرهنگي و خانوادهها بيترديد طراحان برنامههاي مدرن تهاجم فرهنگي اطلاعات و خطمشيهاي اصلي خود را از سازمانها و اطلاعاتي و جاسوسي كشورهايي ميگيرند كه قصد فرماندهي بر كل دنيا را دارند. تحقيقات نشان ميدهد در سازمان سيا، شاخهاي تخصصي و متمركز براي مطالعات و برنامهريزي ضد فرهنگي عليه ايران با يك فكر ويژه تشكيل شده و بودجه مالي آن از25000000 دلار در سال قبل به 75000000 جواني به واسطه ويژگيهاي نشاط، بالندگي، نوخواهي، سركشي و ناپختگي فكري، محلي مستعد براي تاخت و تاز شبهات و انديشههاي جديد و پر زرق و برق است. جوانان به واسطه زندگي در خانوادهها اهميت ويژهاي دارد، زيرا تخريب و منحرف كردن يك جوان در يك خانواده، يعني تخريب و كاهش قدرت آن خانواده. بررسيها نشان ميدهد مواد روانگردان و مخدر براي جوانان و نوجوانان به شيوهاي راحت و با قيمتي ارزانتر ارائه ميشود به نظر شما احاطه و تسلط فكري بر جوانان اهميت بيشتري دارد يا بزرگسالان و سالخوردگان؟ البته هريك جايگاه ويژه خود را دارد. منحرف ساختن جوانان اين خانوادهها زمينه براي دغدغههاي بزرگ خانواده و ايجاد عدم تمركز فكري و رواني براي والدين نظامي ميگردد. نگاهي به ساختار پذيرش تهاجم در خانوادهها و انواع آنها، در فهم بهتر مطالب، ما را ياري ميرساند. 1- خانوادههاي فعال در اين خانوادهها، دروني كردن هنجارهاي اجتماعي و ديني روال معمول و منطقي خود را داشته و والدين ضمن مشاركت در زندگي جمعي و پاسخ به مسائل فكري فرزندان هم زمان به افزايش اطلاعات مورد نياز و تعامل منطقي با فرزندان به ويژه جوانان خود ميپردازند. استعمار فرهنگي براي ورود به اين خانوادهها دچار مشكل جدي است چرا كه مأمن اسرار جوانان اين خانوادهها، دچار مشكل جدي است. مأمن اسرار جوانان اين خانوادهها، والدين هستند و محيط خانواده به شكلي است كه آنها براي طرح مسائل ذهني و فكري و عقيدتي خود مشكل خاصي ندارند، بنابراين در حافظه آنها نقاط مجهول وجود ندارد تا توسط ابزار تهاجم فرهنگي به نادرست معلوم گردد. 2- خانوادههاي منفعل در اين خانوادهها، به علت اشتباه گرفتن وظايف و كاركردهاي اصلي خانواده و هدف نهايي كار و تلاش از تامين پوشاك و خوراك به جاي تأمين روحي رواني فرزندان، شكافي محسوس بين والدين و فرزندان به وجود ميآيد. عمدتاً در اين خانوادهها فرصت مناسبي براي گفتوشنود خانوادگي پيدا نميشود و ارتباط آنها موزاييكي است. والدين به تصور برآوردن نيازهاي اصلي فرزندان بيشتر به فكر لباس، غذا، تفريح و تحصيلات آنها هستند و كمتر به اصليترين وظيفه خود يعني همبستگي رواني با فرزندان و آموزش معنوي آنها توجه دارند. چه بسا در اين ميان ابتدا والدين تحت تاثير ابزارهاي تهاجم فرهنگي قرار گرفته و سپس فرزندان مبتلا ميشوند و در صورت ابتلاي آنها راه حل منطقي و مناسبي براي برون رفتن از بحران در پيش گرفته نميشود. مشكلات اقتصادي و خواستههاي پايان ناپذير خانوادهها نيز ناكجاآبادي را پيش روي اين خانوادهها ميسازد كه با سرعت به سمت انتهاي آن كه يأس و نوميدي است سرازير ميشوند. در بسياري از موارد اين افراد احساس ميكنند كه هر مشكل و مسئله خاصي آنها را تهديد نميكند و در يك امنيت كامل به سر ميبرند بنابراين به فكر راهحل آن مشكل بر نميآيند. لذا اولين راهحل براي مواجهه با مشكل، يافتن مسئله است. دقت كنيم راه نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست. با توجه به ساختار فرهنگي- مذهبي جامعه ما، نياز به تقسيمبندي ديگري احساس ميشود: - خانواده سنتي: كه تاكيد ويژه آن بر سنتها و رسوم غالب حاكم بر جامعه اعم از ديني يا ملي است. اين دسته به دو گروه قابل تقسيمبندي است: الف: متعصب؛ ب: منعطف متعصب: اين خانوادهها به شرايط زماني توجهي نداشته و آن چيزي كه در گذشته آموختهاند و يا با جنبهها سنتي آنها همخواني دارد را معيار اصلي انتخابهاي بعدي خود و ديگران ميدانند و در اين راه انعطافي از خود نشان نميدهند. منعطف: اين خانواده با وجود آنكه وجه پيروي از سنتها در آنها بسيار قوي است اما تا حدودي سعي ميكنند تا در برابر شرايط از خود انعطاف نشان دهند در نتيجه با فرزندان بسته به اقتضاي زمانه همگام ميشوند. - خانواده روشنفكر: كه اين دسته از خانواده بر خلاف دسته پيشين، تاكيد عمده خود را بر عقل و معيارهاي عقلاني و منطقي نهاده و در برابر اغلب مسايل جديد سعي دارند تا از عقل و معيارهاي آن بهره برند: الف: ارزشمدار؛ ب: فارغ از ارزش ارزشمدار: اين دسته علاوه بر آنكه تاكيد زيادي بر عقل و انتسابهاي عقلاني دارند، اما معيارهاي عقلاني آنها داراي پشتوانه ارزشي و اغلب ديني است. لذا تنها به اموري مبادرت ميورزند كه با محك عقل و معيارهاي ارزشي آنها همخواني داشته باشد. فارغ از ارزش: اين دسته كساني هستند كه سعي دارند تا عقلمدار با تمام مسايل برخورد كنند. عقل ابزاري و معطوف به هدف سرلوحه تمام امور اين افراد قرار ميگيرد. براي اين دسته كه از معيارهاي ارزشي روشني پيروي نميكنند و عقل آزاد را سرلوحه امور خود قرار ميدهند. براي آنها هدف مهم است و به اصطلاح هدف، وسيله را توجيه ميكند. به عنوان مثال از نظر ما و حتي انديشمندان اروپايي، آمريكاييان اغلب افرادي با عقل ابزاري و معطوف به هدف هستند و براي آنها تنها هدف مهم است نه وسيله. كشتار جمعي، تعرض و تهاجم، وسايلي هستند كه آنها را به اهدافشان رهنمون ميسازند. بنابراين، اين وسايل چون بهترين ابزار براي دستيابي به اهداف محسوب ميشوند، مناسب و مقبول هستند. در حالي كه در سنت ما و ارزشمداران تاريخ همواره راه رسيدن به اهداف يكي از ملزومات اساسي است. اگر بخواهيم اين خانوادهها را در يك طيف نشان دهيم در يك سر طيف خانوادههاي متعصب سنتي و در سر ديگر آن خانوادههاي روشنفكر فارغ از ارزش قرار ميگيرند. اين خانوادهها افرادي افراطياند. خانوادههاي متعصب سنتي در برابر هر امر جديد و تازهاي مقاومت ميكنند. از آنجا كه اين خانواده نميتواند با شرايط زمان خود را تطبيق دهد در بسياري از موارد دچار مشكلات جدي شده و احتمال انحراف اعضاي آن بسيار زياد است. دسته دوم يعني خانوادههاي روشنفكرمآب فارغ از ارزش، كساني هستند كه بر خلاف دسته اول تحت هيچ عنوان به ارزشها و سنتهاي رايج تن در نميدهند. اين دسته اغلب افرادي غير اخلاقي و غيرقابل اعتماد هستند. از سويي ديگر امكان فروپاشي اين خانوادهها و گسست انسجام و همبستگي آنها بسيار زياد است زيرا اين دسته در برابر هر مد جديدي آماده پذيرش هستند و آن را با آغوش باز ميپذيرند. تفاوت و تناقض ارزشهاي آني و گذرا در اين خانوادهها و از سوي ديگر عدم توجه به اخلاق، موجب فروپاشي و گسست اين خانوادهها از هم ميشود. اما آنچه مد نظر ما ميباشد و از نظر ما خانوادههاي پذيرفته شدهتري محسوب ميشوند خانوادههاي سنتي منعطف و روشنفكر ارزش مدار هستند. اين دو دسته آميزهاي از عقل و سنتهاي ارزشي اعم از ديني و ملي را سرلوحه عمل خود قرار ميدهند. مسلماً اين خانوادهها در برابر مسايل جديد و حوادث بزرگ زندگي كمتر آسيبپذيرند و اين دسته با قدرت تحمل خود به حل مسايل ميانديشند و با قدرت ايمان، اخلاق و صبر شيوه ارتباط منعطف با محيط را پيش ميگيرند.
....................ادامه دارد
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 8:55  توسط علیرضا لرستانی
|
شيوه هاي تهاجم فرهنگي روشهاي مقابله با تهاجم فرهنگي
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:49  توسط علیرضا لرستانی
|
((مـن به همه مسوولين و دست اندركاران سفارش مى كنم كه به هر شكل ممكـن وسايل ارتقإ اخلاقـى و اعتقادى و علمى و هنرى جـوانان را فـراهـم سازيـد و آنان را تا مـرز رسيـدن به بهتـريـن ارزشها و نـوآوريها همراهـى كنيـد و روح استقلال وخـودكفايـى را در آنان زنده نگه داريد)) امام خميني (ره)
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:44  توسط علیرضا لرستانی
|
هويت فرهنگي چيست؟ پاسخ به به اين سوال كه ”ما كيستيم؟” تعريف هويت ما است. طبق تعريف متداول، ”هويت، احساس تعلق به مجموعهاي مادي و معنوي است كه عناصر آن از قبل شكل گرفتهاند. ”اگر امروز هريك از ما بپرسند كه ”تو كيستي؟” (يعني بخواهند كه شما هويت خود را در برابر يك پرسشگر توضيح دهيد)، هر يك پاسخي را كه برگرفته و متاثر از اصالت، ذهنيات، تربيت و بافت فرهنگيمان است، بيان ميداريم، از جمله: ”من ايراني هستم“، ”من شيعه هستم“، من انسانم“، ”من تهرانيام“، ”من مديرم“، ”من جوانم“، ”من انديشمندم“، من هم يك بنده خدا مثل بقيه هستم“، ”من قهرمانم“، ”من فارسم (فارسي زبانم)“ و امثالهم. اينكه ما كدام پاسخ را ميدهيم يا با چه اولويتي هريك را ميگوييم همراه با درك اين نكته كه با چه لحني (افتخار، سرخوردگي، احترام، بيتفاوتي و غيره) آن را بيان ميداريم بعلاوه اينكه در شرايط مكاني و زماني مختلف، كدام پاسخ را ميدهيم، در مجموع معرف هويت شخصي و فرهنگي ما است. از اين منظر (و در چارچوب تعاريف مرسوم)، هويت فرهنگي، حول محورهايي همچون مرز جغرافيايي (سرزمين)، دين و مذهب، باورها و سنن فرهنگي، و زبان مشترك تعريف ميشود. اما قضيه به همين جا هم ختم نميشود. از زاويهاي ديگر، هويت تعيين ميكند كه ”ما چه كارهايم“، ”از كجا آمدهايم“، ”براي چه آمدهايم”، ”چه نبايد بكنيم“، ”چرا اينگونهايم“، و ”به كجا خواهيم رفت“ يا ”به كجا بايد برويم“. پاسخ افراد مختلف به اين پرسشها، متفاوت و داراي سطوح مختلف است. وقتي از اين زاويه با شخصيت افراد روبرو ميشويم، در مييابيم كه افراد دو گونهاند: يكي افراد ”ماموريتگرا“ و ديگري افراد ”عادي“يا” اجتماعي روزمره“. افراد ماموريتگرا براي خود هويتي مستقل قائلند و بر اين باورند كه براي انجام ماموريت يا تحقق رسالتي خاص به اين جهان آمدهاند و بايد در تمام زندگي خود بكوشند تا وظيفهاي را كه بر دوش دارند به انجام برسانند. به همين علت هرگونه سختي و مرواتي را تحمل ميكنند و تمامي اقدامات و فعاليتهاي زندگي خود را حول محور آن ”ماموريت“ تعريف كرده و شكل ميدهند. به همين علت چنين افرادي داراي خصايل ”رهبري“ و ”قهرماني“ هستند. اما در مقابل، افراد عادي افرادي هستند كه مسير رشدشان و حركت جامعه، تعيين كننده وضعيت آنان و فعاليتهايشان است. آنان در مسير رودخانه جامعه حركت ميكنند و ”چشمانداز“ ويژهاي را براي زندگي خود قايل نيستند و غالباً در و ضعيت انفعالي و روزمرگي گرفتارند. افراد در مسير رشد و تكامل خود به مرور متوجه ماموريت احتمالي خود ميشوند. طبق مطالعات پژهشگران دانشگاه هاوارد، افرادي كه ماموريت خود را مكتوب ميكنند(همراه با ارزشها و چشمانداز زندگيشان)، 10 برابر موفقتر از كساني هستند كه فقط بطور ضمني بر ماموريت خود واقفند و آن را مكتوب نميكنند، بعلاوه باز همين افراد دسته دوم، 10 برابر از افرادي كه اصلاً ماموريت مشخص و شفافي براي خود ندارند و چشمانداز خاصي براي زندگيشان متصور نيستند، موفقترند. بدين سبب، پرواضح است كه ميزان اهميت فرهنگي در رشد و تعالي فرد، و بالتبع رشد جامعه، بسيار و غيرقابلاغماض است، و يا به تعبيري ميتوان آن را نقطه آغاز حركت، تلاش و پويايي فرد دانست. محمدرضا ميرزااميني انديشگاه شريف
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:38  توسط علیرضا لرستانی
|
راههاى مبارزه با تهاجم فرهنگى عبارت است از : 1 ـ شناختن ارزشها و ضدّ ارزشها از ديدگاه اسلام و نظر فقه و فقها و تمسّك محكم و ثابت به انجام ارزشها و ترك ضدّ ارزش ها و به عبارت ديگر معيار قرار دادن تعاليم مأخوذه از فقه جواهرى در زندگى فردى و اجتماعى و سياسى و تنظيم كلّ روابط بر اساس راهنماييهاى فقهى. 2 ـ تبليغ و ترويج و تشويق همگان بر محافظت بر اين ارزشها به وسيله سخنرانيها و مطبوعات و جرايد و همه رسانه هاى گروهى. 3 ـ نشان دادن عكس العملهاى منفى مناسب نسبت به برنامه ها و افرادى كه اين ارزشها را هتك و به قداستهاى اسلامى آنها بى اعتنايى مى نمايند و يا ضدّ ارزشها را به كار مى گيرند و نيز نشان دادن عكس العملهاى مثبت و تحسين برانگيز نسبت به بانوان و مردانى كه ارزشهاو آداب اسلامى را احترام مى نمايند و به آنها متعهّدند. 4 ـ تأكيد بر اسلامى بودن نظام آموزش و پرورش و تربيت جوانان بر اساس هدايتهاى عالى اسلام و گزينش اساتيد و دبيران و آموزگاران شايسته و متعهّد و مؤمن به فرهنگ اسلام. 5 ـ سالم ساختن محيط گردشگاهها و پاركها و فرهنگسراها از ظواهر مخرّب اخلاق، مثل: اركستر و موسيقى و اختلاط زن و مرد و بدآموزيهاى مختلف. 6 ـ ترويج فرهنگ استقلال و اعتماد به نفس و تجليل از شعائر اسلام و تحقير وابستگى به كفّار و تقليد از آداب و عادات آنها. 7 ـ تبيين و تبليغ مفاسد مكتبهاى مضرّه و فرهنگهاى مادّى و ضدّ ايمان به خدا و اصالت اخلاق و معنويّات و مضار مدنيّت منهاى دين، و پوچى و پوسيدگى آن و ارشاد همگان، خصوصاً دانشجويان، به فوايد و مصالح اسلام گرايى و تعهّد دينى و كمالات حقيقى انسانى. 8 ـ نشر و تبليغ سيره انبيا، خصوصاً سيره رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمّه طاهرينعليهم السّلام ـ و دعوت به تأسّى به آن بزرگواران در مظاهر زندگى. 9 ـ بيان و تفهيم اين حقيقت ناب، خصوصاً به جوانان كه مدنيّت صناعى (پيشرفت مادّى و صنعتى) غرب معلول بى ايمانى و بى اعتنايى آنها به مبانى اخلاقى نيست و توجّه به ترقّى صنعتى و كسب علوم مادّى با تمسّك به دين و اخلاق در كمال توافق و سازگارى بوده و بلكه مكمّل يكديگرند; و سعادت حقيقى براى جميع افراد بشر در سايه كمال او در اين دو ناحيه فراهم خواهد شد. و استفاده و صحيح از علم و صنعت و همه نعمتهاى مادّى به طورى كه موجب ظلم و تظلّم واستضعاف و استكبار نشود، فقط در پرتو ايمان به خدا و اخلاق حقيقى حاصل خواهد شد. 10 ـ بالاخره با پشتيبانى همه، به خصوص صاحبان مقامات و علماى اعلام و ارباب سخن و اهل قلم و ساير اقشار مؤمنين از فرهنگ امر به معروف و نهى از منكر، و نظارت بر اجراى احكام الله و سدّ ابواب ورود فرهنگ بيگانه، به طورى كه هر مسلمان آگاه و متعهّد، همه جريانها و سازمانها ومطبوعات و نوشته ها و كتابها و رسانه هاى گروهى و سيره و روش و تمام مقامات و رفت و آمدها و كيفيّت برخوردها را در رابطه با اين تهاجم فرهنگى زير نظر داشته باشد.اميد است كشور و جامعه ما و همه جوامع مسلمانان از گزند اين توطئه شوم بيگانگان مصون مانده و در پرتو احكام و هدايتهاى نورانى اسلام طىّ قرون و اعصار بى شمار، تمدّن واقعى و اصالتهاى ويژه انسانى را پاسدار و پرچمدار و نگاهبان باشند. بحق محمّد و آله الطّاهرين صلوات الله عليهم أجمعين. ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلي العظيم.
برگرفته از سايت
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 19:16  توسط علیرضا لرستانی
|
|
|
سبز مانی و پایدار ایران سر فراز