حسن مقطع
از این که با من همراه بودید متشکرم
این وبلاگ صرفاْ برای شرکت در
مسابقه پرسش مهر ۸ طراحی شده بود ![]()
پرسش مهر
از این که با من همراه بودید متشکرم
این وبلاگ صرفاْ برای شرکت در
مسابقه پرسش مهر ۸ طراحی شده بود ![]()
آزادی خرمشهر
شهر خون
و قیام مبارکباد
مقام معظم رهبري (مدظله العالي) فرمودند:
«اينکه بنده روي تهاجم فرهنگي اين همه تکيه مي کنم، به خاطر اينکه
تهاجم فرهنگي يک سنگرو جبهه شناخته نشده دشمن است و لذا بايد
آن را شناخت، چون تا جبهه دشمن و محل تجمع دشمن و نقطه نفوذ
دشمن را کشف نکنيم، چگونه مي خواهيم دفاع کنيم؟»
اثر عبادت با خلوص نيت در جلوگيري از نفوذ شيطان ![]()
امام زينالعابدينعليه السلام در دعاى مكارمالاخلاق از خداوند چنين مىخواهد: خداوندا! اگر عمر من چراگاه شيطان است، آن را قطع كن.
نه تنها شيطان كه گاهى وهم و خيال، روح انسان را لگدكوب مىكند و انسان را غافل از حق و حقيقت مىگرداند.
آرى پيامبر اكرم در خواب هم بيدار بود و ما در بيدارى و حتى در حال نماز هم خوابيم و روحمان دستخوش شيطان و خيال است، به قول مولوى:
گفت پيغمبر كه عَيناىَ ينام
لايَنام القلب عن ربّ الاَنام
چشم تو بيدار و دل رفته به خواب
چشم من خفته، دلم در فتح باب
و در جاى ديگر مىگويد:
گفت پيغمبر كه دل، همچون پرى است
در بيابانى اسير صَرصرى است
باد، پَر را هر طرف رانَد گزاف
گه چپ و گه راست با صد اختلاف
اين نفس اگر مهار نشود هر لحظه انسان را به فساد مىكشاند

تهاجم فرهنگي در اصطلاح به معناي غلبه يك فرهنگ بر فرهنگي ديگر و از بين بردن فرهنگ مغلوب و حاكم شدن فرهنگ غالب ميباشد. به عبارت ديگر در مباحث مربوط به تعامل فرهنگها ميتوان از دو بعد آنها را بررسي نمود. بعد اول اينكه در يك زمان ممكن است فرهنگها در برخورد با يكديگر متقابلاً عناصري را بين يكديگر مبادله مينمايند اما در بعد دوم اين امر ممكن است تنها در مورد يك فرهنگ صادق باشد به طوري كه يك فرهنگ عناصري را از ديگر فرهنگها جذب نمايد بدون اينكه تأثيري بر فرهنگهاي ديگر داشته باشد اما آنچه كه در اين نوع رابطه مهم است حالت اختياري و غيرهجومي داشتن آن است كه آن را از تهاجم فرهنگي كه در صدد از بين بردن عناصري از فرهنگ ديگر و جايگزيني عناصر فرهنگ خود به جاي آن ميباشد متمايز ميسازد. تهاجم فرهنگي معمولاً داراي ويژگيهايي همچون نامرئي و نامحسوس بودن، دراز مدت و ديرپا بودن، ريشهاي و عميقبودن، همه جانبه بودن، حساب شده و داراي برنامه و ابزارهاي گستردني بودن و فراگير بودن و كارساز و خطرزا بودن است و علاوه بر همة اينها همانند كار فرهنگي يك كار آرام و بيسروصداست.
ناتوي فرهنگي نيز اصطلاحيست كه بيان كنندة وضعيت تعامل فرهنگي جوامع پس از فروپاشي بلوك كمونيستي به رهبري شوروي سابق ميباشد، دورهاي كه با از بين رفتن كمونيزم به عنوان رقيب سرسخت سرمايهداري آمريكا و هم پيمانان غربي سرمست از پيروزي خودشان فرهنگ ليبرال – دموكراسي غرب را به عنوان نهايت تمدن و آرمان بشري و ايدئولوژي بيرقيب در جهان اعلام داشتند و با تمام توان در صدد اشاعة ارزشهاي آن در سطح جهان برآمدند. به عبارت ديگر اگر بعد از جنگ جهاني دوم به دنبال پيدايش ابر قدرت شوروي آمريكا با گردآوري همپيمانان خود ناتو يا پيمان دفاعي دائم موسوم به سازمان آتلانتيك شمالي ناتو را تشكيل دادند پس از فروپاشي رقيب به همراه همپيمانان خود درصدد برآمد به فرهنگسازي جهاني مبتني بر فرهنگ ليبرال دموكراسي دست بزند. ناتوي فرهنگي نيز همان ويژگيهاي تهاجم فرهنگي را داراست كه عبارتند از: 1-گستره و دوربرد ناتوي فرهنگي فراتر از مرزهاي جغرافيايي – بلكه مرزهاي فكر و انديشه و فرهنگ ملتهاست در حاليكه دوربرد ناتوي نظامي مرزهاي جغرافيايي يك يا چند كشور است. 2-استراتژي و رهيافت ناتوي فرهنگي قبضه كردن باورها، ايدئولوژي و جهانبيني ملّتها و فرهنگهاست. 3-ويرانيهاي تلفات و خرابيها در ناتوي فرهنگي غيرمحسوس است. و لذا تخريب فكري و فرهنگي به آساني قابل بازسازي نميباشد. 4-ناتوي فرهنگي جنگ نرم، بدون خاكريز و بدون سروصداست. 5-كاركرد ناتوي فرهنگي بلندمدت، پرجاذبه و كم دردسر و كم هزينه است.
امروزه نيز تهاجم فرهنگي غرب در قالب جهاني سازي كه مبتني بر حذف ارزشهاي بومي و محلي و منطقهاي و اشاعة ارزشهاي واحد جهاني مبتني بر ليبرال دموكراسي غرب ميباشد نمونة بارز تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي ميباشد.
حميد جاوداني، درآمدي بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگي و نحوة مقابله با آن، نشرية حوزه و دانشگاه، سال نهم، شمارة 35، تابستان 82 .
![]()
هر چند دشمنان سعي مينمايند ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي چون بدپوشي
و تغيير رفتار جوانان و نوجوانان را تابوشکني در حوزه اخلاق و دينگريزي در
حوزه عقيده معرفي کنند و آن را محصول شکاف و گسست نسلها در جامعه ايران،
بعنوان يک بحران ايدئولوژيکي جلوه دهند و دينستيزي و گريز از هنجارهاي
عقيدتي خصوصاً ميان جوانان و نوجوانان را فضاي غالب در جامعه ايران بنمايانند
و به منظور تحت تاثير قراردادن جوانان و نوجوانان و استحاله فرهنگي در عرصه
فنآوري ارتباطات با بکارگيري حداکثر ظرفيت تکنولوژي جديد رسانهاي و امواج
چون ماهواره و اينترنت و دهها سايت فارسي زبان از توليد و انتشار مدلهاي فرهنگي
از نوع غربي چون اباحه گري و... فروگذار نيستند و هر روز نيز بر تبليغات گسترده
و همه جانبه و فراگير رسانههاي خود با استفاده از تکنولوژي مدرن ميافزايند. اما واقعيت
اين است که با تامل به عمق لايههاي دروني جامعه بسياري از ناهنجاريهاي فرهنگي
و اجتماعي چون پديده بدپوشي ميان بسياري از جوانان و نوجوانان نه از رهگذر
تابوشکني در حوزه اخلاق و نه رويکرد دينگريزي در حوزه عقيده است بلکه با توجه
به ويژگيها و زمينههاي تربيتي، عاطفي و احساسي جوانان و نوجوانان ميبايست
از منظر سوء رفتار ديني مورد مداقه و کارشناسي قرار گيرد.
بي ديني)) در شرايطي است که يک يا چند محور اصلي دين حذف شده و کمارزش
ميگردد: فرد منکر آنها شده اظهار تنفر ميکند و توهين مينمايد و ارزش هاي
غير ديني را به آنها ترجيح مي دهد. «سوء رفتار ديني» در شرايطي است كه
فرد در عقيده و آراء و ارزشها خود را مسلمان ميداند ولي در رفتار به دلايل
گوناگون دچار ضعف و مشکل است. تفکيک هر يک از موارد فوق در حوزه
جامعهشناختي ديني بسيار حائز اهميت ميباشد.
اهميت دينداري و تربيت ديني در جامعه اسلامي بر کسي پوشيده نيست.
تربيت ديني به معناي متخلق شدن به اخلاق الهي است که هدف بعثت
تمام پيامبران ميباشد و در نظام اسلامي متعاليترين هدف تلقي ميشود.
بايد در تجربه تبليغ و تربيت ديني به خوبي بازخواني و بازنمايي کرد؛ اينکه
«چرا» و «چگونه» بين «درون داد» و «برون داد»، بين آنچه در مقام تبليغ
و ترويج دين و تربيت ديني «قصد» مي شود و آنچه در مقام عمل و رفتار بخشي
از نسل جوان و نوجوان «کسب» شده است ناهمگوني و بلکه در پاره اي از
موارد «وارونگي» رخ داده است؟ آنجا که تربيت ديني از رهيافت طبيعي،فطري
و خودانگيخته آن به سوي رهيافت هاي اکتسابي و بيروني سوق داده شده است «آسيب زايي تربيت ديني» بيش از هر زمان رخ نمايي کرده است.
تامل در اين زمينه که آيا شبکه گسترده فرهنگي و آموزشي از شوراي عالي انقلاب
فرهنگي و ساير وزارتخانه ها و سازمان ها و نهادهاي مرتبط در امر تعليم و تربيت،
فرهنگ و آموزش در جهت تربيت ديني جوانان و نوجوانان توفيق داشته است
يا خير، و احياناً چه عواملي و موانعي در برابر تحقق تربيت ديني نسل جوان
و نوجوان وجود دارد از ضروريات است.
براي نمونه حجاب از ارزنده ترين نمودهاي فرهنگي، اجتماعي در تمدن ايران
اسلامي مي باشد که پيشينه آن به قبل از ورود اسلام مي رسد، اما در فرهنگ
اسلامي به اوج تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود مي رسد.
حجاب و عفاف پديده مذهبي ارزشي مهمي در تعاليم اسلامي مي باشد و توجه
به زمينه هاي فرهنگي اجتماعي به عنوان بستر آن بسيار شايسته و لازم مي نمايد
و اشاعه و تعميق آن نيازمند آموزش هاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه،
دانشگاه و اجتماع است.
بديهي است که در کنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي کردن و
الگوپذيري اين فرهنگ، نيازمند دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد مي باشد.
بدون شک رسيدن به اين هدف نيازمند مشارکت و توجه جدي همه نهادها و
دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند مي باشد.
برگرفته از سايت www.ido.ir
مقاله دين يابي در حوزه تربيت ديني
عليرضا مزروعي
و با نازلترين قيمت
تاسيس NGO هاي مختلف در قالب محيط زيست و هنر،
حقوق بشر، دموكراسي و...
اقدامات حمايتي و هدايتي نخبگان، سياسيون، اساتيد دانشگاه و
دانشجويان
تقويت قوم گرايي و ناسيوناليسم و تضعيف همگرايي داخلي كشورها
برپايي انقلابات رنگي (نارنجي، زرد، قرمز و..) و مخملي در كشورها
تشديد مذاهب ساختگي و فرقه گرايي، انحراف مذهبي و تفرقه
مذهبي خرافه گرايي، صوفي گرايي و تبليغ عرفان هاي وارداتي و...
ترويج مد و مدگرايي، قداست زدايي، بي بند و باري ظاهري، استحاله.
منبع: سايت بصيرت











سبزیم که از نسل بهاران هستیم
پاکیم که از دیار یاران هستیم
دور است زما تن به مذلت دادن
ما وارث خون سربداران هستیم
هفته بزرگداشت مقام معلم
بر همه ی سنگر بانان تعلیم و
تربیت مبارک باد
عشق يعنی يک خمينی سادگی...
عشق يعنی با علی دلدادگی....
عشق يعنی دست تو پرپر شده...
عشق يعنی يک علی رهبر شده...
عشق يعنی لافتی الا علی....
عشق يعنی رهبرم سيد علی...


تهاجم فرهنگی علیه جمهوری اسلامی
تهاجم فرهنگي بر خلاف ظاهر ساده آن ، مفهومي عميق و پيچيده دارد و هدف نهايي آن از بين بردن خلوص يك آيين وتمدن و وارد كردن عناصر بيگانه و انحراف آن است .
تهاجم فرهنگي پديده اي برنامه ريزي شده محسوب مي شود كه متأسفانه برخي آن را توهم مي پندارند و شايد عدم آگاهي از جريانات مرموز تأثير گذار در تهاجم يا ساده انگاري ، منشأ اين تصور باشد .
تهاجم فرهنگي بنا به نگرش عميق و فرمايش دقيق مقام معظم رهبري حضرت آيت ا.. خامنه اي تهاجم فرهنگي نيست بلكه شبيخون فرهنگي است كه دشمن به رهبري آمريكا سعي مي كند با استفاده از آن از مردم و انقلاب اسلامي ايران سلب ماهيت كرده و مردم را از ارزشهاي والاي اسلامي ، انقلاب اسلامي و فرهنگ اسلامي ? دور سازد و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران
را به زانو در آورد .
شيوه هاي تهاجم فرهنگي
دشمنان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و در رأس آنها آمريكا در راستاي تهاجم فرهنگي در خلال سال هاي اخير شيوه هاي مختلفي را به كار گرفته اند كه برخي از اين روش ها به قرار ذيل است :
1- اتهام ضديت نظام جمهوري اسلامي ايران با آزادي ، اين اتهام در حالي صورت مي گيرد كه به جرأت مي توان ادعا كرد كه ايران اسلامي يكي از كشورهايي است كه آزادي در چهار چوب موازين اسلامي در انواع مختلف آزادي بيان عقيده و ? وجود دارد .
2- سست كردن پايه هاي ايمان جوانان نسبت به موضوعات ديني ، اعتقادي و مذهبي است
3- سوق دادن جوانان به سمت فساد و ابتذال ، شهوتراني ، ميگساري ، استعمال مواد مخدر و.. روش هايي است كه دشمن در اين راستا به كار گرفته و از آنها استفاده مي كند .
4- تحقير و منزوي كردن جريان ادب ، هنر و فرهنگ اسلامي و انقلابي .
5- بي اعتنايي به آثار و فرآورده هاي هنري .
6- دفاع دروغين از حقوق بشر و اتهام نقض حقوق بشر به ايران .
7- عدم توجه لازم به ارزش هاي اسلام و انقلاب اسلامي در بخش هاي فرهنگي .
8- راه انداختن راديوها ، توزيع فيلمهاي ويديويي و تجهيزات ماهواره اي ارزان و به راه انداختن سايتهاي كامپيوتري مبتذل و سوء استفاده از تكنولوژي پيشرفته ارتباطات از روشهاي مؤثر تهاجم فرهنگي است .
روشهاي مقابله با تهاجم فرهنگي
1- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام فرهنگي .
2- اصلاح و تجديد نظر در ساختار نظام آموزشي .
3- توجه به اسلام به عنوان دين حياتبخش و انسان ساز .
4- توجه به ارزش هاي انقلاب اسلامي .
5- گرامي داشتن و حمايت از عناصر مؤمن خودي .
6- نظارت قانونمند به محصولات فرهنگي .
7- اهتمام جدي به اجراي سياست هاي فرهنگي ، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي .
8- تكيه بر فرهنگ بومي در ايران .
9- افزايش بينش و آگاهي مردم و آشنا ساختن آنها با فرهنگ غني و ميراث مفاخر فرهنگي اسلامي ايران .
01- فراهم ساختن زمينه رشد استعدادها و ظرفيت هاي جوانان و پرورش آنها و حمايت از نيروهاي خلاق ، و متعهد در زمينه هاي فرهنگي و هنري .
11- برنامه ريزي براي استفاده بهينه نوجوانان و جوانان از اوقات فراغت .
21- بسط و گسترش كانون ها و مؤسسات فرهنگي ، هنري و ورزشي .
31- استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفتة ارتباطي و تبليغي در معرض فرهنگ اسلامي .
41- طراحي دو نظام مطبوعاتي و رسانه اي مستقل با فرهنگ ديني و ملي
بر گرفته شده از حسن فروتن
رئيس دفتر فرهنگ اسلامي
سالروز اعلام انقلاب فرهنگي
تاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
روز زمين پاك
مـــــبـــارك باد
نویسنده وبلاگ
حضرت آيت الله ناصر مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد در قم گفت: مقابله با تهاجم فرهنگي استكبار جهاني نيازمند بهره گيري از فرهنگ غني اسلام ميباشد.
به گزارش ايرنا، وي روز يكشنبه در ديدار رييس ستاد عالي كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد كشور افزود: اگر بتوانيم جوانان را به ميدان تفسير قرآن بكشانيم، در مقابل سيل بنيان كن تهاجم اخلاقي دشمنان موفق خواهيم بود.
وي ادامه داد: امروز تهاجم فرهنگي در جامعه بويژه در ميان قشر جوان افزايش داشته كه يكي از علل آن گسترش ابزارهاي ايجاد فساد ميباشد.
آيت الله مكارم شيرازي گفت: درشرايط كنوني هزاران برنامه ماهواره اي و سايت در دنيا منتشر ميشود كه ۹۵درصد آنها به اشاعه فرهنگ ضد اخلاقي و فساد مشغول هستند.
وي گفت: غرب از اسلام احساس خطر كرده زيرا اين دين الهي در برابر آنها ايستاد و مانع منافع نامشروع آنان در جهان شده است.
آيت الله مكارم شيرازي با تقدير از عملكرد ستاد عالي كانونهاي فرهنگي و هنري مساجد كشور گفت: بايد كاري كنيم تا مساجد احياء شود و مانند گذشته به محل عبادت و تعليم و تربيت تبديل گردد.
وي افزود: ما بايد با استفاده از قرآن كريم، تعليمات ائمه اطهار(ع) و كتابهايي همچون نهج البلاغه و صحيفه سجاديه، جوانانمان را در مقابل توطئه دشمنان مصون كنيم
ادامه مطلب قبل
مقابله با ايمان ديني مردم 
ايشان در جاي ديگري، تصريح مي كنند كه دشمن، ايمان ديني مردم را نشانه گرفته و قصد ريشه كن كردن آن را دارد:
الان بين اين جامعه، اين نظام، متفكران اين نظام، فعالان اين نظام در رده هاي مختلف... از يك طرف، با يك طرف ديگر؛ كساني كه مي خواهند ريشه اين ايمان را از اين خاك مقدس و از اين دل هاي پاك در بياورند...
دنبال اينند كه فكر توحيدي را، فكر ولايت را، محبت اهل بيت را، محبت به قرآن را، تعصب و غيرت نسبت به مباني ديني و اعتقاد به مبارزه با ظلم را، اعتقاد به قبح و زشتي ظلم پذيري را از دل اين مردم با انواع حيله ها بيرون بكشند.(۱)
جدا كردن نسل سوم از انقلاب
البته دشمن، بيش از هر قشري، قشر جوان كشور را درنظر گرفته و تلاش دارد تا نسل سوم را از انقلاب جدا كند و در گرداب انحطاط اخلاقي و اعتقادي قرار بدهد:
آقايان! نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله دشمن است، ما بايد نگذاريم. ما بايد نسل جوان را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود، دفاع كند؛ اگر حادثه اي در داخل بود، حضور پيدا كند...
روي اين نسل جوان كه مايه تكيه و اميد انقلاب است، دارد به تدريج با شكل ها و شيوه هاي گوناگون كار مي شود. اين تلاش ها بيشتر فرهنگي است... آنچه بيش از همه خطرناك است، ذهن و فكر و روحيه جوان است. اين را بايد دريافت.(۲)
تفاوت تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي
مفهوم تهاجم فرهنگي، ممكن است دچار تداخل معنايي با برخي مفاهيم مشابه شود. به عنوان مثال، شايد بعضي بپندارند كه تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي تفاوتي ندارد، در حالي كه اين گونه نيست.
اولا در تهاجم فرهنگي، بنيان هاي فرهنگي جامعه از بين مي روند، ولي در تبادل فرهنگي، فرهنگ خودي، تقويت و غني مي شود:
تهاجم فرهنگي اين است كه يك مجموعه- سياسي يا اقتصادي- براي مقاصد سياسي خود و براي اسيركردن يك ملت، به بنيان هاي فرهنگي آن ملت هجوم مي برد. چنين مجموعه اي هم چيزهاي تازه اي را وارد آن كشور و آن ملت مي كند؛ اما به زور؛ اما به قصد جايگزين كردن آنها با فرهنگ و باورهاي ملي. اين اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگي، هدف، باروركردن فرهنگ ملي و كامل كردن آن است.(۳)
ثانيا در تهاجم فرهنگي، بخش هاي نامطلوب فرهنگ كشور مهاجم انتقال مي يابد ولي در تبادل فرهنگي، هدف عبارت است از مبادله و انتقال برجستگي ها و ايده آل هاي فرهنگي.(۴)
ثالثا در تهاجم فرهنگي، قدرت و زورگويي و حيله گري كشور مهاجم، تعيين كننده است، اما تبادل فرهنگي به اختيار و اراده ماست و ما آزادانه انتخاب مي كنيم.(۵)
پی نوشت ها
۱-بيانات در ديدار با مداحان، .1386.4.21
۲-حديث ولايت، ج 8، ص .24
۳، ۴و ۵ بيانات در ديدار مسئولان آموزش و پرورش، .1371.5.21
به کوشش مهدی جمشیدی
بدون شك، يكي از دغدغه هاي ديرينه و مهم مقام معظم رهبري كه همواره مورد تأكيد و توجه ايشان بوده، مقوله تهاجم فرهنگي است.
با وجود بحث هاي گوناگون درباره تهاجم فرهنگي و هويت و زمينه ها و مصاديق آن، بايد اعتراف كنيم كه هنوز آراءخالص و شفاف مقام معظم رهبري در اين باره، مهجور و متروك مانده است و نسل جوان، شناخت دقيق و روشني از اين واقعيت اجتماعي ندارند.
اگرچه مقام معظم رهبري اخيرا بحث ناتوي فرهنگي را مطرح فرموده اند كه بحث تهاجم را نيز دردل خود دارد.
از اين رو، در اين مقاله به تبيين معنا و مفهوم حقيقي تهاجم فرهنگي از ديدگاه مقام معظم رهبري مي پردازيم تا پس از ايجاد معرفت جمعي نسبت به آن، حساسيت جمعي و عزم جمعي براي مقابله با اين پروژه تهديدكننده شكل گيرد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:مفهوم فرهنگ
منطقي است كه در ابتدا، اساسا تعريفي از فرهنگ ارايه كنيم. فرهنگ چيست و شامل چه عناصر و درون مايه هايي است؟
فرهنگ به معناي خاص براي يك ملت عبارت از ذهنيات و انديشه ها و ايمان ها و باورها و سنت ها و آداب و ذخيره هاي فكري و ذهني است.(1)
اهميت فرهنگ
پس از اين، بايد روشن شود كه فرهنگ به چه ميزان از اهميت برخوردار است؟ آيا فرهنگ مسئله اي حاشيه اي و جنبي است يا مسئله اي تعيين كننده و بنيادي؟ از منظر مقام معظم رهبري، فرهنگ مقوله منحصر به فرد در زندگي اجتماعي است كه تأثيري فراگير و كلي از خود به جا مي گذارد:
بنده اصرار دارم كه در محافل تصميم گيري نظام جمهوري اسلامي، يك مقوله مورد توجه قراربگيرد و آن مقوله فرهنگ است. ....
به نظر ما مقوله فرهنگ از نظر تأثيرش در آينده يك ملت و يك كشور، با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست. اهميت مقوله فرهنگ از اينجاست. لذا هر آنچه كه موجب دغدغه انسان نسبت به آينده كشور و اهداف و آرمان هاي آن مي شود، همين ها موجب دغدغه در مسايل فرهنگي هم مي شود.(2)
اهميت و نقش آفريني فرهنگ آن چنان گسترده و پردامنه است كه بر ساير نهادها و تصميم سازي هاي آن ها نيز سايه مي افكند:
فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصميم هاي كلان كشور، حتي تصميم هاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و يا در توليد نقش دارد. وقتي ما مي خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي كنيم، در واقع با اين كار داريم فرهنگي را ترويج مي كنيم، يا توليد مي كنيم يا اشاعه مي دهيم.(3)
رويكرد تهاجم فرهنگي دشمن
به دليل همين ارزش و اهميت فرهنگ است كه دشمنان انقلاب اسلامي، از تهاجم نظامي به تهاجم فرهنگي روي آورده اند و سال هاست تلاش مي كنند تا از طريق فعاليت ها و برنامه هاي تخريبي به فرهنگ ضربه بزنند. در اينجا، بايد به اين مسئله پرداخت كه تهاجم فرهنگي چيست؟ تهاجم فرهنگي از نظر ايشان داراي شاخه ها و شعب گوناگوني است.
موضوع احساس حقارت ملي و عدم خودباوري و دنباله روي از غرب، يكي از شاخه هاي مورد تأكيد ايشان در بحث تهاجم فرهنگي است:
تهاجم فرهنگي بزرگ تر اين است كه اين ها (غربي ها) در طول سال هاي متمادي به مغز ايراني و باور ايراني تزريق كردند كه تو نمي تواني، بايد دنباله رو غرب و اروپا باشي. نمي گذارند خودمان را باور كنيم.
الان شما اگر در علوم انساني، در علوم طبيعي، در فيزيك و در رياضي و غيره يك نظريه علمي داشته باشيد، چنانچه برخلاف نظريات رايج و نوشته شده دنيا باشد، عده اي مي ايستند و مي گويند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظريه فلاني است به حرف شما در روان شناسي، مخالف با نظريه فلاني است. (4)
فقر علمي عامل خودباختگي
فقر علمي يك جامعه، عاملي است كه پيامدهاي منفي اجتماعي و فرهنگي ديگري را نيز به دنبال مي آورد، نه اين كه تنها در قلمرو معضلات و دشواري هاي علمي محدود بماند:
وقتي علم نباشد، صنعت نيست. وقتي صنعت نباشد، بسياري از ثروت هاي جامعه كشف نمي شود. وقتي صنعت نباشد، همه موجودي براي به دست آوردن صنعت روز خرج مي شود؛ دنباله روي از بيگانه و گرفتن ناگزير فرهنگ بيگانه و تبعيت ناگزير از سياست هاي بيگانه هم به دنبالش پديد مي آيد. همه اين ها ناشي از بي علمي است. (5)
در واقع، پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيك غرب، برخي را در برابر كليت تمدن غرب، خاضع و خاموش مي كند و آن ها را به سوي پيروي مطلق از تمام شئون غرب سوق مي دهد:
عده اي فكر مي كنند چون غربي ها از لحاظ علمي بر ما برتري دارند، پس ما بايد فرهنگ و عقايد و آداب معاشرت و آداب زندگي و روابط اجتماعي و سياسي مان را از آن ها بگيريم؛ اين اشتباه است...
اروپايي ها كارهاي غلط و خطا و رفتارهاي زشت، الي ماشاءالله دارند. چرا بايد اين كارها را از آن ها ياد بگيريم؟(6)
ترويج مفاسد اخلاقي 
شاخه ديگر از تهاجم فرهنگي كه اهميت وصف ناپذير دارد، مربوط به ترويج لاابالي گري جنسي و بي بندوباري اخلاقي و سست كردن پاي بندي افراد به عقايد و ارزش هاي ديني است:
بنده بارها گفته بودم كه دشمنان ملت ايران، بيش از آنچه به توپ و تفنگ و اين چيزها احتياج داشته باشند، به اشاعه بنيان هاي فرهنگي فاسدساز نياز دارند. در خبرها خواندم كه يكي از مسئولان يك مركز مهم سياسي در امريكا گفته به جاي انداختن بمب، دامن هاي كوتاه برايشان بفرستيد!
راست مي گويد؛ اگر براي كشوري شهوات جنسي و آميزش بي رويه زن و مرد و دختر و پسر را ترويج كردند و جوان را به راه هايي كشاندند كه غريزه او هم به طور طبيعي متمايل به آن است، ديگر احتياج به استفاده از توپ و تفنگ عليه يك ملت نيست. فساد، يك ملت را به خودي خود، ضايع و باطل مي كند و آينده او را تباه مي سازد.(7)
پي نوشت ها:
1-بيانات در ديدار علما و روحانيون تبريز، .1372.5.5
2-بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، .1379.9.19
3-بيانات در ديدار اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، .1381.9.26
4-بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه هاي استان همدان، .1383.4.17
5-بيانات در ديدار دانشجويان، .1383.8.10
6-بيانات در ديدار دانشجويان دانشگاه هاي استان همدان، .1383.4.17
7-بيانات در ديدار رؤساي دانشگاه ها، .1383.10.17
به كوشش مهدي جمشيدي
(( اگر روند هجوم فرهنگي ادامه پيدا کند، نسل آينده ما
نه ايمان محکمي دارد نه شناخت يقيني نه جهان بيني
روشني، نه دستگاه ارزشي محکمي نه رفتار ثابتي که
ناشي از هويت فرهنگي خودش باشد.))
آيت الله مصباح يزدي
روزنامه رسالت ۵/۱۰/۸۵ صفحه ۶ نویسنده محمد پور کیانی
|
انقلاب بيش از هرچيز براي ما يك ابتلاي الهي و يك آزمايش تاريخي و اجتماعي است و در جريان اين ابتلا بايد رنج، محروميت، مصايب و ناملايمات را با آغوش باز بپذيريم و در برابر آشوبها و فتنهها با خلوص و شهامت بايستيم و از طولاني شدن اين ابتلا و افزايش سختيها و ناملايمات نهراسيم، زيرا علاوه بر اينكه خود را از قيد آلودگيهاي شركين و وابستگيها، پاك و خالص ميكنيم، انقلابمان و حركت امت شهيدپرور، عميقتر و استوارتر ميشود و از انحراف و شكست مصون ميمانند. |
گزيده ای از وصيتنامه سردار سرلشكر پاسدارشهيد محمدعلي جهانآرا
غرب از همان زمانى كه دولت اسلامى در اندلس و نواحى جنوب اروپا تاسيس شد به دشمنى با اسلام و مسلمين برخاست و به طرز وحشيانهاى تشكيلات اسلامى را درهم كوبيد. در جنگهاى صليبى نيز تهاجمات وسيعى را بر عليه مسلمانان ترتيب داد و پس از آن غرب كه از اقتدار دولت عثمانى بشدت متوحش شده بود با ايجاد دسيسهها و ترتيب دادن توطئههايى به تجزيه اين دولت قدرتمند پرداخت و موجبات فروپاشى آن را فراهم ساخت و پس از آن به منظور بدست آوردن مواد خام، براى كارخانجات صنعتى و تامين بازار محصولات خود به سرزمينهاى غنى و سرشار اسلامى چشم دوخت كه در اولين قدم نيروهاى معنوى و قدرتهاى مذهبى را سد راه خود مىديد براى كوبيدن آنها تهاجم فرهنگى وسيعى را بر عليه اين سرزمينها ترتيب داد و فرهنگ فساد و فحشاء توسط ايادى استعمار و استكبار در بين ملتها مسلمان ترويج گرديد. فرهنگ مصرف زدگى روز به روز ملتهاى مسلمان را در مرداب وابستگى فرو برد. سلطه سياسى استكبار بوسيله حكومتهاى دست نشانده و خودكامه در نقاط مسلمان نشين تثبيت گرديد و بدين گونه استعمارگران سرزمينهاى مسلمان را قطعه قطعه كرده و در تمام ابعاد، بر آنها سلطه يافتند و چون مردمان اين نواحى با عقيده مذهبى پيوند ناگسستنى داشتند و اسلام در اعماق روانشان ريشه دوانيده بود و نمىتوانستند در فرصتى كوتاه آنان را از معنويت جدا سازند لذا از طريق ديگرى وارد شدند و آن اين بود كه جنبههاى ظاهرى و تشريفاتى مذهبى را حفظ كردند و تعاليم اساسى را كه موجوديت واقعى دين بدان وابسته است از دين گرفتند و بين مسائل سياسى و اجتماعى مردم از يك سو و مذهب از سوى ديگر انفكاك ايجاد كردند. از اين رهگذر حيلههاى استعمار تاثير خود را بر فرهنگ مسلمين بخشيد و پيروان همان آئينى كه سلطه كفار را محكوم مىكند و مسلمانان را به خشونت بر عليه متجاوزين تحريك مىنمايد و همانها كه به تعبير قرآن بهترين امت بودند دروازههاى خود را به سوى مهاجمين غربى گشودند و تسليم فرهنگ غرب شدند. و با تبليغات وسيع و گسترده و فراموش نمودن هويتخويش كه مهمترين سلاح استعمارگران بود پيوند خود را با معنويت از دست دادند و فرهنگ و اخلاق خود را رها كرده و آماده پذيرش فرهنگ غرب شدند. نتيجه چنين حركتى منجر به آن شد كه در طول بيش از دو قرن كشورهاى اسلامى به سفره بىمانع و رادعى براى غارتگران غربى شد و آنان علاوه بر غارت منابع و ذخائر مسلمانان فرهنگ و مواريث اصيل آنان را مخدوش كرده و مسلمين را از توسعه علمى و فرهنگى بازداشتند. خادمين استعمار كه امور مسلمين را اداره مىكردند از دخالت مسائل مذهبى در شئونات زندگى مردم جلوگيرى بعمل مىآورند. و با كارشكنىهايى اجازه نمىدادند حقايق اسلامى آشكار گردد. با اين وصف مردمان ساكن در كشورهاى اسلامى با بهرهگيرى از انديشههاى اسلامى مبارزات سختى را بر عليه استعمار سامان دادند و در برابر قدرت بىرقيب استعمارگران قيام كرده و آنان را وادار به تسليم در برابر خواستههاى برحق خود نمودند. دول استعمارى به منظور رهايى از موج جنبشهاى مردمى گرچه در ظاهر به كشورههاى مزبور استقلال دادند ولى با شكل جديدى از استعمار بطور غير مستقيم سلطه خود را بر سرزمينهاى اسلامى ادامه دادند، بگونهاى كه اكنون بيش از يك ميليارد مسلمان با وجود بهرهمندى از ذخائر و منابع سرشار و قرار گرفتن در مناطق استراتژيك و سوق الجيشى، اغلب تامين كننده منافع استكبار بطور غيرمستقيم هستند و حتى بدليل تفرقه و تشتتى كه بر آنان حاكم است از مبارزه با غاصبين صهيونيست كه آوارهگى ملت مظلوم فلسطين را موجب شده عاجزند و غده سرطانى مذكور همچنان در قلب كشورهاى اسلامى با مساعدت استكبار و رفتارهاى حكام مرتجع عرب مشغول تحكيم مواضع خود مىباشد.
غلامرضا گلی زواره

ادامه مطلب قبل
نتيجهگيري:
با بحث فوق قصد داشتيم به معرفي اجمالي تهاجم و هدف اصلي آن يعني جوانان بپردازيم. بدون شك با توجه به انواع خانواده و روشهاي تربيتي و تصميمگيري در آنها مقابله با تهاجم فرهنگي نيز متفاوت ميشود. بيترديد نميتوان در همه جاي جامعه پليس و نيروهاي كنترل رسمي را قرار داد اما ميتوان با آموزش صحيح به خانوادهها، آنها را در مقابل اين تهديدات بنيان برانداز، واكسينه نمود. خانوادهها با كنترل فرزندان خود كمك بسيار زيادي به سلامت خود و جامعه ميكنند.
شما خانوادههاي گرامي و خوانندگان گرانمايه اين نوشتار، با رفتار مشفقانه و محبتآميز ميتوانيد به كمك اصلاح جامعه آمده و ضمن كنترل دروني خانوادهها به كنترل بيروني و در نهايت ايمن سازي جامعه با مشاركت و همكاري دلسوزانه كمك نماييد. فراموش نكنيم هميشه يك فرزند خوب در يك خانواده آرام و منطقي پرورش مييابد و يك جامعه خوب متشكل از خانوادههاي خوب است. خانوادهها پلي هستند براي سوق جامعه به سمت اهداف متعالي و بلند.
شما والدين گرامي با اهميت به حضور بيشتر و موثر در خانواده با اهميت دادن به روح و الزامات رواني فرزندانتان ميتوانيد به كاركردهاي صحيح تربيتي خانواده جامه عمل بپوشانيد. فراموش نكنيم كه فرزندان و افراد خانواده ما بيش از نيازهاي جسماني به آرامش رواني و درك متقابل نيازمندند و ارتباط مناسب و مشفقانه پدر در منزل با همسر و فرزندان ضامن بقا و سلامتي كانون گرم خانواده است. گو اينكه براي همين هدف مهم و غايي، هر صبح را به اميد تقرب به خداوند متعال به شب ميرسانيم.
اغلب افراد گمان ميكنند كه از آسيبهاي اجتماعي در اماناند و اين مسايل تنها گريبانگير ديگران است. بسياري از والدين از مشاهده مدهاي مو و لباس در فرزندان و يا مشاهده كجرويهايي نظير اعتياد به موادمخدر، انحرافات جنسي و رفتارهاي ضد اخلاقي از سوي جوانان خود عبرت نميگيرند و در اكثر موارد موضوعات مذكور را ناچيز جلوه ميدهند. بايد توجه داشت كه راهحل نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست. بلكه آگاهانه بايد ابتدا مسايل را شناسايي نموده و براي حل آن اقدام نمود. دقت كنيم همان طور كه ويروسهاي بيماريزا ميتوانند بدن ما را در خطر نابودي قرار دهند، ويروسهاي ضد فرهنگي نيز ميتوانند به نحو بسيار كشندهتري جامعه را دچار بحرانهاي هويت؛ نسلي، جنسي، عقيدتي و حتي سياسي و اقتصادي نمايند. بنابراين همان طور كه به مراقبت اعضاي خانواده در برابر بيماريهاي جسمي ميپردازيم، بايد آنها را در برابر بيماريهاي بسيار خطرناك فرهنگي نيز ايمن كنيم.
چند راه حل براي مواجهه با بحران
- باور كنيم ما نيز ممكن است همانند ديگران در معرض آسيبها قرار بگيريم.
- نسبت به خطراتي كه ما و خانوادههايمان را تهديد ميكنند، آگاهي يابيم.
- نيازهاي فرزندان خود را بشناسيم و براي حل آن بكوشيم.
- ميتوان براي شناسايي نيازهاي خانواده، از خود آنها مشورت گرفت، اما بايد توجه داشت كه به همان نسبت كه كمبود امكانات ميتواند موجب آسيب خانواده گردد، رفاه دايمي و برآوردن نيازهاي كاذب نيز خطرناك است.
- از طريق افزايش آگاهي خود، خانواده را به سمت وفاق بيشتر هدايت كنيم.
- كنترل غيرمستقيم اعضا به ويژه نوجوانان و جوانان ضروري است. توجه داشته باشيم كه معاشرت با دوستان بد از يك سو و تنها نهادن فرزندان از سوي ديگر به يك اندازه ميتوانند خطرساز باشند.
- سعي كنيم بهترين دوست فرزندان خود باشيم.
- گهگاه مسايل خانواده را با فرزندان در ميان بگذاريم و از آنها در ارائه راهحل ياري بجوييم. اين امر موجب بلوغ فكري و احساس تعلق فرزندان نسبت به خانواده ميشود.
- ميان عطوفت و سختگيري بر كردار فرزندانمان اعتدال برقرار نماييم.
- بهترين تصميمها را در بدترين شرايط بگيريم.